موسسه هنر و ادبیات هلال

شعرآتش حسرت از مرحوم حسان با صدای حافظ ایمانی منتشر شد.

 

 

 

به گزارش روابط عمومی موسسه هنر و ادبیات هلال، دو شعر از مرحوم استاد حبیب الله چایچیان بنام های یادگار حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با صدای دکتر محمد سعید میرزایی و آتش حسرت با صدای حافظ ایمانی که در قالب دو قطعه صوتی در استودیو هلال تهیه و تولید شده اند همزمان با برگزاری مراسم یادبود مرحوم حبیب الله چایچیان در فضای مجازی منتشر شد.

شنیدن و دریافت رایگان قطعه صوتی یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با صدای دکتر محمد سعید میرزایی


شعر یادگار حضرت فاطمه (سلام الله علیها):


ماه شب از غبار غم زینبم گرفت
از داغم آفتاب، چون ماه شبم گرفت
 
چسبید کام من ز عطش، بر زبان من
راه سخن به گفتن هر مطلبم گرفت
 
مجروح و خسته، چون که به میدان روان شدم
با اشک و آه، دست مرا زینبم گرفت
 
اول به یک نگاه، توانایی‌ام فزود
یک‌باره از دلم، همه تاب و تبم گرفت
 
اما به یک نگاه دگر، سوخت جان من
بر چهره، نقش حسرت اُمّ و اَبم گرفت
 
مشکل چو دید، پای به مرکب نهادنم
آمد جلو، رکاب من و مرکب گرفت
 
با چادرش که فاطمه را بود یادگار
او مادرانه، لخته‌ی خون از لبم گرفت
 
هر مطلبی که طبع «حسان» عرضه می‌کند
یک درس عاشقی است که از مکتبم گرفت

  شاعر: حبیب اله چایچیان(حسان)

شنیدن و دریافت رایگان قطعه صوتی آتش حسرت با صدای حافظ ایمانی

 

 

شعر آتش حسرت:


اگرچه لشکر دشمن، چو موج دریا بود
ولی حسین چو کوهی هنوز بر جا بود
 
نمانده بود دگر هیچ یک ز یارانش
ولی ز کثرت دشمن، سیاه، صحرا بود
 
حسین را که سلیمان، مطیعِ فرمان است
از آن جماعت مور و ملخ، چه پروا بود؟
 
دریغ! خسته روان بود و داغ‌دیده بسی
غمین ز محنت آن روز و فکر فردا بود
 
نبود جان به تنش دیگر از فراق علی
شکسته پشت امامت ز داغ سقّا بود
 
زدند حلقه به گِرد حسین، «آل الله»
نگین خاتم عصمت، چو مجلس آرا بود
 
وداع آخر او بود و خواهرش گریان
که بِین آن همه دشمن، حسین تنها بود
 
به خیمه‌گاهِ علم‌دار خود، نگاهی کرد
که جای خالی‌اش آن دم بسی هویدا بود
 
نرفته جانب میدان به خیمه برمی‌گشت
صفای عشق ز سعی حسین، پیدا بود
 
چه لحظه‌ای؟ که گران‌مایه‌تر ز عمر جهان
چه صحنه‌ای؟ که غم‌انگیز و صبرفرسا بود
 
به جز خدای که داند؟ که در وداع حسین
به قلب زینب غم مبتلا، چه غوغا بود
 
گرفت دامن شه را به صدهزار افسوس
چه خواهری؟ که چو مادر، حیا سراپا بود
 
به اشک، آتش حسرت نشد خموش آخر
که آب دیده چو آتش، حرارت‌افزا بود
 
بخواست پیرهنی تا شود مگر کفنش
یقین بُوَد که در آن دم به یاد زهرا بود
 
بساخت خسرو خوبان به پاره پیرهنی عدوی
سنگ‌دل! این جا چه جای یغما بود؟
 
ز داغ حسرت او سوخت خیمه‌ی شاهی
عجب که خیمه‌ی گردون، هنوز برپا بود!
 
«حسان»! کدام گلستان چو بوستان حسین
همیشه غرق گل و دل‌ربا و زیبا بود؟

  شاعر: حبیب اله چایچیان (حسان)




تاریخ ارسال : دوشنبه 13 آذر 1396
آخرین بازدید : یکشنبه 22 مهر 1397
تعداد بازدید کننده : 366
دفعات مشاهده : 367
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها)/ شعر و صدای هادی جانفدا

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک