ورود اهل البیت علیهم السلام به مدینه

خـــزان شــد لاله زارم ای مدینــه!      دریغــــــا از بهـــارم ای مدینـــه!
منــــم آن بلبـــــل شوریـده حالی
    کــه دیگــر گل نـدارم ای مدینـه!
دلــی صـــد پـاره تــر از لالــه دارم
    بســـان جسـم یــارم ای مدینـه
خمیده قد،شکسته دل،به سویت     دوبــــاره رهسپــارم ای مدینــه!
نمی دانــم بـه ســوی هـاشمیّات
    چگــونــه رو بیـــارم ای مدینـــه!
از آن ترسـم کــه عبــدالله جعفـــر
    بــود چشـــم انتظارم ای مدینه!
 گـر از حـال دو فرزنـــدش بپرســد     ز پــاسخ شــرمسارم ای مدینه!
الهی خــون بریزد از دو عینم
که باشد بر جگر داغ حسینم
 مدینــه! ریـزد از چشمم ستــاره     بـــه یــاد مهــر و مــاه و ماهپـــاره
مدینــه! گــریـه کن بـر غـربت من     کـه خندیدنـد بــر اشکــم همـــاره
چنـان بـر من بنــال ای شهر زهرا
    کـه خـون جوشد زقلب سنگ خاره
مدینـه گـوش مــا را پــاره کـردند     بــــرای غــــــارت دو گـــوشـــواره
مدینـه! وای بـر من! وای بــر من!
    کــه سویـت زنـده برگشتم دوباره
 مدینـه! کــاش می دیـدی چگونه     نفـس درسینــــه ام میشد شراره
مدینه! مــرحبـا! آغــــوش بگشـــا
    بـــــه زوار گلــــــوی پــــاره پـــاره
الهـی خـون بریـزد از دو عینم
که باشد بر جگر داغ حسینم
خودم دیــدم که قـرآن زیـر پا بود     همـــه آیـات آن از هـم جـدا بـود
خودم دیدم که لبهــای حسینـم     بـه زیــر تیــغ مشغـول دعـا بـود
خودم دیـدم که آن رخسارخونین
    بـه روی خــاکِ گــرمِ کربــلا بـود
خودم دیدم که ذکرش دریمِ خون
    خـدا بـود و خـدا بـود و خـدا بـود
خـودم دیدم به چشـم پر ستاره     کـه ماهـم آفتـــاب نیزه هــا بـود
خــودم دیـدم کــه از بــالای نیزه
    زهر جانب نگـاهش سوی ما بود
خـودم دیــدم سـر فـرزنـد زهــرا     به زیر چـوب، در طشت طـلا بود
الهـی خـون بریـزد از دو عینم
که باشد بر جگر داغ حسینم
مدینــه! قلــب قــرآن را دریدند
    امـامت را به خاک وخون کشیدند
مدینه! تشنـه لـب بیـن دو دریا
    ســـر فرزنــــد زهـــرا را بریدنــد
مدینـه! نیزه داران مثل شاهین
    بـــه دنبـــال کبوترهـــا دویدنـــد
مدینــه! طایـــران گلبــن وحـی
    بـــه زیـــر بوتـه ی خــار آرمیدنـد
مدینه!کاش میدیدی که طفلان
    چگــونه اشک خود رامی مکیدند
بـه زیــر بوته هــای خار خفتنـد
    نخــــورده آب، خــواب آب دیدنــد
دریغا!کس نگفت این کودکان را
    میــــازارید فرزنـــــدِ شهیدنـــــد
الهی خــون بریزد از دو عینم
که باشد بر جگر داغ حسینم

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 12 آذر 1387
آخرین بازدید : چهار شنبه 23 مرداد 1398
تعداد بازدید کننده : 1880
دفعات مشاهده : 1925
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود ولادت امام هادی علیه السلام

ترجمه منظوم خطبه غدیر / سروده استاد غلامرضا سازگار (5)

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

قال الهادی علیه السلام

فروتنی آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

(المحجة البیضاء: جلد 5، صفحۀ 225)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک