ترجیع بند در ولادت با سعادت حضرت امام باقر علیه السلام

پنجمیـن حجـت خـدا بــاقـر
قـرّة العیـن حضــرت سجــاد 
نور پاک محمـد اسـت و علـی 
وارث گنـج حکمـت و عـرفـان 
جــانشیـن و وصــیّ پیغمبـر 
منبع جود و لطف و احسانست 
کـام جـان هـا ز نام او شیـرین
زد قـدم از شـرف بـه ماه رجب 
کـرده در بـــر لبـاس امکــانی 
این شنیــدم کـه بلبلی عـاشق
                  مظهـــر ذات کبــریا بـاقـر 
چـون پدر صاحب لوا بـاقـر 
گــــوهـر قلــزم ولا بـاقـر 
عــالـم علـم اوصیــا بـاقـر 
نـور چشمان مرتضی، بـاقـر
میـر و سر حلقۀ سخا بـاقـر
درد مــا را بــود دوا بـاقـر 
وارث نــور هـل اَتـی بـاقـر 
زد بـه سـر تـاج اِنّمـا بـاقـر 
بــر سـر شـاخه زد نـوا باقر
کامد ای عـاشقان زمان طرب 
خیز و شادی نما به ماه رجب

نـــور او نـــور روی پیغمبـــر
خـوی پـاکیزه اش پسند خـدا
چهـره اش همچـو چهرۀ زهـرا 
خــرّمی از وجـــود او پـیــدا 
حُسن او در کمال حُسن حَسن 
در شجاعت حسین کـرب و بلا 
هر چه گویم به وصف او قـاصر 
گـوهـر بحـر معــرفت بــاقـر 
روز میــلاد آن امـــام همــام
بـر لـب جملـه شیعیـانش بود 
                بـرگـزیده، چـو مصطفـی منظر 
همچــو مـــرآت سـاقـی کوثر 
بــه درخشش بـه زهـره احمر 
بلکــه مینـوی حضـــرت داور 
خیره در سیـرتش همـاره نظـر
در سخاوت چو بحـر پـر گـوهر 
من چه خـوانم به مدح آن سرور 
بـه جمیــع صفـات حـق مظهر 
کـام مـا پـر بـود ز شهـد و شکر
این سخن نیمه شب به وقت سحر
کامد ای عـاشقان زمان طرب 
خیز و شادی نما به ماه رجب

طـور دل شـد بـه مهر او سینا
بـر کـف مـا ز حُـبّ او ساغـر
دل ربــوده ز عـارف و عـامی 
در رُخـش گـر نظـر کنی بینی 
پنجمیـن شمـس آسمـان ولا 
عرش و کـرسـی به نور او قائم 
شاد و خُرم بــود از این مولود 
جــانشیــن پیمبـــر خـاتـم 
پرچـم افـراز دیـن و قـرآنست 
ذکر و تسبیح دوستانش هست 
                     دیــده از تـوتیــای او بینا
جمله سرمست آن می مینا 
کس ندیده چنین رخ زیبـا 
جلوۀ ذات حـق بـود پیـدا 
هفتمین نـور طلعـت غبـرا 
عالم از یُمن حضرتش بر پا 
نـه زمیـن بلکـه عـالم بـالا 
بر همه خلـق رهبـر و مـولا 
عـتـالـم علــم علَّـمَ الاسما 
زیر لب دم به دم چنان عنقا 
کامد ای عـاشقان زمان طرب 
خیز و شادی نما به ماه رجب

حجّت حق امـام دیـن باقر 
مشکلات جهـان از او آسان 
هر کجـا عاشقی برد نامش 
چشـم او چشم خالـق اکبر 
گیسـوانش کمند طایر جان 
در مقـامش زبان بـود الکن 
می رســانـد سـلام پیغمبر
غم ز خاطر برون کند مهرش
به ظهـورش ظهور حق پیدا 
گوید این نکته را ز روی شرف 
                      بر همه کار انس و جان ناظر
در مصائب به امر حـق صابر
بی گمان در برش بود حاضر 
بـر همـه آفـرینش او بـاصر 
دیـدگانش دو جادوی ساحر 
در مدیحـش قلم بود قـاصر 
بر چنیـن رهـبر جهـان جابر 
شادمان می شود از او خاطر 
ز وجودش خـدا همی ظاهر 
گـاه بـی گـاه خـامۀ شـاعـر
کامد ای عـاشقان زمان طرب 
خیز و شادی نما به ماه رجب 

 

مرآت ولایت 1- عباس عنقا

تاریخ ارسال : سه شنبه 22 مرداد 1387
آخرین بازدید : دوشنبه 12 خرداد 1399
تعداد بازدید کننده : 2080
دفعات مشاهده : 2180
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه تخریب قبور ائمه بقیع

غربت بقیع

نوحه تخریب قبور ائمه بقیع

مادر کوثر / فضائل حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

به مردم آزار نرسان، که بی‌آزاری صدقه‌ای است که برای خودت می‌پردازی.

(البحار: جلد 75، صفحه 54)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک