وفات جانسوز حضرت زینب سلام الله علیها


بود آخـریـن لحظـــه عـمــر مـن
چه خوش بود آیین غمـخـواریـت 
دگر جانم از غصـه بــر لـب رسیـد 
خداحافظ ای شــهــــر آزارهــــا 
خداحافظ ای شـاهد جنــگ هـــا 
خداحافظ ای شهــر رنــج و بـــلا 
خداحافظ ای قصـــه بــزم مـــی 
خداحافظ ای اشـــک جمّـــازه ها 
خداحافظ ای شهــر دشـنـــام هـا 
خداحافظ ای سنـگ خـون و جبین 
خداحافظ ای رنــج هــا، دردهـــا 
خداحافظ ای نــاقـۀ بــی جهـــاز 
خداحافظ ای خـاک ویـــران ســرا 
خداحافظ ای خـــردســال اسیـــر 
خداحافظ ای یــاس نـیـلی شــده 
همین جا خودم دیدم از خون خضاب 
همین جـا کنــارم نـی و دف زدنـد 
همین جا دلم شـد ز غم چاک چاک 
همین جا به زخمـم نمـک می زدند 
همین جا به فرقم عدو خاک ریخت
همین جا ز غم جان من خسته بود 
همین جا ز غم بـود جـان بــر لبم 
همین جا به ما خصـم دشنــام داد 
همین جا دو چشمم ز خون تر شده 
همین جا بـه ویـرانه بلبل گـریست 
همین جا ز غـم جـانم آمد بـه لـب 
دریغا کـه آن گــوهـر پـــاک رفت 
الا ای همـه نســل هــا بعـد مـن 
که زینب بــدین کـوه انـدوه و درد 
خدا دانـــد و غصـه هــای دلـش 
                 الاشــام غـم بـا تـو گـویم سخن
ز آل عـلــی میهـمـــان داریـت 
گذشت آنچه از تو بـه زینب رسید 
خداحافظ ای کــوی و بـــازارهـا 
خداحافظ ای بــارش سنـگ هـا 
خداحافظ ای چوب و طشت طلا 
خداحافظ ای رأس بـــالای نــی 
خداحافظ ای زیــب دروازه هـــا 
خداحافظ ای کوچه ها، بـــام ها 
خداحافظ ای سیـدالســاجـدین 
خداحافظ ای خــاک هـا، گـردها 
خداحافظ ای اختـــران حـجــاز 
خداحـافظ ای آل خیــــرالـــورا
خـداحافظ ای چـــار ساله صغیـر 
یتیـم نــوازش بــه سیــلی شده 
ســر نیــزه هـا هجــده آفتــاب 
به دیـدار هیجـده گلم صـف زدند 
که خـورشیدم افتاده بر روی خاک 
عــزیـز دلــم را کتـک مـی زدنـد 
به روی گلم خاک و خاشاک ریخت
که ده تن به یک ریسمان بسته بود 
کـه بنشستـه طـی شـد نمـاز شبم 
حسیــن مــرا خـــارجـی نـام داد 
کـه یـاسـم بـه ویرانـه پـرپر شـده 
غـریبـانه بـر غــربت گــل گریست 
که در گِل گُلم دفـن شد نیمـه شب 
چـو زهـرا غـریبـانه در خـاک رفت 
بگـویید از قــول مـن ایـن سخـن 
به مـوج بـلا چـون علـی صبـر کرد 
کــه داغ حسینـش بــود قـاتلش 
مرا یک جهان درد و داغ و غم است 
کـه تـوصیف آن بـر لب میثم است

 

مرآت ولایت 1- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : چهار شنبه 23 مرداد 1387
آخرین بازدید : جمعه 16 خرداد 1399
تعداد بازدید کننده : 2306
دفعات مشاهده : 2420
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه تخریب قبور ائمه بقیع

غربت بقیع

نوحه تخریب قبور ائمه بقیع

مادر کوثر / فضائل حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

به مردم آزار نرسان، که بی‌آزاری صدقه‌ای است که برای خودت می‌پردازی.

(البحار: جلد 75، صفحه 54)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک