موسسه هنر و ادبیات هلال

عید غدیر


وجود محفل عید است و عید عید غدیر
مبارک است به خلق و خدای حی قدیر
ز سنگ و کوه و در و دشت و باغ و نخل و گیاه
رسد به اوج سماوات نغمة تکبیر
کسی که بود امیر تمام عالم ها
دوباره خوانده امیرش خدای حی قدیر
پیمبران همه قرآن گرفته اند به دست
کنند آیة اکملت دینکم تفسیر
فرشتگان ز پر و بال و حوریان از زلف
پراکنند به خاک غدیر مشک و عبیر
نموده دست علی را بلند ختم رسل
که ای مهاجر و انصار از صغیر و کبیر
رسیده حکم به من از خدای عزوجل
که قادر است و حکیم است و ناظر است و بصیر
سه بار حکم خداوند شد به من نازل
من آن نیم که به ابلاغ آن کنم تقصیر
هر آنکه را که منم رهبر و منم مولا
علی بر اوست امام و علی بر اوست امیر
کسی که پشت کند بر علی ز بخل و حسد
در افکنند به رویش به قعر نار سعیر
علی به عمر زمان و علی به کل مکان
خدای راست سفیر و رسول راست وزیر
علی است رهبر آزاد مرد کل جهان
که دیو نفس ورا لحظه ای نکرده اسیر
علی است عالم رحمت، علی است عالم دهر
علی است فیض مدام و علی است خیر کثیر
علی امام امامان و انبیای سلف
علی است نور و علی کوثر و علی تطهیر
علی معلم آیات وحی در تأویل
علی مکمل دین خداست در تعبیر
علی است تیغ خداوند در نیام قضا
علی است تیرالهی به چلة تقدیر
علی است رهبر و مولا و مقتدای شما
که علم دارد و اخلاص دارد و شمشیر
علی کسی است که مؤمن از او جدا نشود
اگر کشند به تیغش وگر زنند به تیر
الا الا بشتابید بهر بیعت او
تمام از زن و مرد و جوان و کودک و پیر
علی است سلسله دار شما مسلمانان
که نفس را ز ازل بسته در غل و زنجیر
علی امین و علی مؤمن و علی ایمان
علی نجات و علی منجی و علی است مجیر
علی کسی است که در سایة عبادت حق
به یک اشاره کند آفتاب را تسخیر
بدون نور علی خلق ظلمت محض اند
الا که نور بگیرید از این سراج منیر
الا وصی و دم و لحم و نفس پیغمبر
الا تمام رسل از سوی خدات بشیر
تو دست و صورت و چشم و زبان حق باشی
چگونه وصف تو را با قلم کنم تقریر
اگر اراده کنی فرش را برند به عرش
وگر اشاره کنی عرش را کشند به زیر
همه ولایت تکوینی ات به اذن خداست
جز این عقیده گرم هست بایدم تکفیر
مگر نه ختم رسل ماه را نمود دو نیم
مگر نه مهر به دست تو باز شد ز مسیر
لباس فقر و سریر خلافت این عجب است
تفاوتی نکند نزد تو امیر و فقیر
نکرده عقد، تو دادی طلاق دنیا را
که تو بلند مقامی و اوست پست و حقیر
هزار دام به راهت نهاد و بگسستی
چنان که پاره شود ریسمان به پنجة شیر
به جز تو کس نفرستاده،  ای خدا خصلت
برای قاتل خونخوار خویش کاسة شیر
عدو ز دشمنی و دوستان تو از ترس
فضائل تو نگفتند و گشت عالم گیر
خدا کند برسد دانش بشر آنجا
که خطبه های بلند تو را کند تکثیر
کجا امام توان یافت چون تو یا مولا
که بهر پیرزنی طبخ نان کند ز خمیر
پس از تو، پیشتر از تو، ندیده چشم جهان
زعیم خاک نشین و امام عرش سریر
اگر تمامی عالم دهند پشت به هم
به جنگ تو، نکند در شجاعتت تأثیر
امام بعد پیمبر علی بود "میثم"
بگو به خصم برو از حسد بسوز و بمیر
تاریخ ارسال : یکشنبه 24 شهریور 1387
آخرین بازدید : دوشنبه 29 مرداد 1397
تعداد بازدید کننده : 2147
دفعات مشاهده : 2233
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک