گل خونین

ای جگــر پـــارۀ امـــام حسن       وی ز ســر تا به پا تمام حسن
تیـــرهـا بــر جگــر زده گرهت     زخم هــا بـر بـدن شـده زرهت
گـــرگ ها بر تن تو چنگ زدند     دلشان سنگ بود وسنگ زدند
ای در آغوش من فتاده ز تاب     یک عمو جان بگو دوباره بخواب
جگــر تشنــه ات کبـــابم کرد     داغ تـــو مثـــل شمـــع آبم کرد
تو که دریا به چشم من داری     موج خــون از چه در دهن داری
گل خـــونین من گلاب شدی     پای تا سر زخون خضاب شدی
زخم هایت چو لاله در گلشن     بــدنت مثـــل حلقـــة جـــوشن
ای مراکشته دست وپا زدنت     جگـــرم پـــاره پـــاره تـــر ز تنت
من عمــوی غــریب تو هستم     کـم بزن دست و پا روی دستم
ســورة نــور گشتـــه پیکــر تو     آیـــه آیـه است پـــای تا سر تو
نه فقط قلب چاک چاک منی     مصحــف پـــاره پــــارة حسنـی
بعــد اکبــر تـــو اکبــرم بـودی     بلکــه عبـــاس دیگـــرم بـــودی
خجلــم از لبـــان عطشــــانت     جگـــرم ســوخت از عمو جانت
شهدمرگ ازکف اجل خوردی     از دم تیــغ هـا عســل خـوردی
بس کــه دلـــدادۀ خـدا بودی     بس کـه از خویشتن جدا بودی
تلخــی مــــرگ از دم خنجـــر     از عسل گشت بر تو شیرین تر
زخـم تــن آیــه های نور شده     پـــایمـــال ســـم ستـــور شده
لالــه بــودی و پـــرپـرت کردند     پــاره پــاره، چـــو اکبـرت کردند
لالــة پـــرپــرم، عـــزیــز دلـــم     تـا صف محشر از حسن خجلم
نشـــود تـــا ابـــد فـــراموشم     قــاسمش داد جان در آغوشم
تا که خیزد شفـا ز خاک رهت
اشـک "میثـم" نثــار قتلگــهت
تاریخ ارسال : سه شنبه 10 دی 1387
آخرین بازدید : پنجشنبه 31 مرداد 1398
تعداد بازدید کننده : 1813
دفعات مشاهده : 1865
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

عیدالله الاکبر/ عید غدیر

ترجمه منظوم خطبه غدیر / سروده استاد غلامرضا سازگار (9)

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

روز غدیر خم برترین عید امت من است. روز غدیر روزی است که خداوند متعال به من دستور داد برادرم علی بن ابیطالب را به عنوان نشانی برای امتم منصوب کنم که بعد از من به واسطۀ او راه راست را بیابند و بپیمایند. روز غدیر روزی است که خداوند در آن روز دین را به کمال رساند، و نعمت را بر امتم تمام کرد، و دین اسلام را برای آنان برگزید.

(البحار: جلد 97، صفحۀ 110)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک