موسسه هنر و ادبیات هلال

یا زهرا سلام الله علیها

ای کرم لحظه لحظه عادت تو       افتخـار خــدا، عبـادت تـو
روزهــا یـــادواره ات هــــر روز     لحظه ها لحظۀ ولادت تو
خانه زاد حریم لم یزلی
روح پیغمبر و روان علی

غیـر تـو کـوثر محمد کیست؟       مادر و دختر محمد کیست؟
ذوالفقار علی به وقت سخن     حیـدر حیـدر محمد کیست؟
تو به فرزانگان هـدف دادی
تو به مردانگی شرف دادی

مریم یازده مسیحایی       خـاتم الانبیــا سراپایی
رکن رکن تمام ارکانی     فاطمه مادر دو زهرایی
گرچه در پردۀ حجاب استی
آسمــان دو آفتــــاب استی

ذکر سبّوحیان ترانه توست       چشم قدّوسیان به خانه توست
طــایر آسمــانی تــــوحید!     قلـب پیغمبر آشیانه توست
روح بیـن دو پهـلـــوی پـــــدری
هم علی هستی هم پیامبری

هـر کجـا ابـر رحمتت بارد       لالۀ وحـی سـر بـرون آرد
مصطفی روز حشر بر سر دست     چــادر خــاکی تـو را دارد
محشـر آن روز یـــادواره توست
چشم حیدر به گاهواره توست

راضیه، مرضیه، امینه، بتول       امّ دین، امّ وحی، امّ رسول
طـاعت انبیــــا و صــدّیقین     بی ولای تو نیست، نیست قبول
لعـل ها بی محبـتت سنگـند
شافعین بی شفاعتت لنگند

هـم تـو مــــام ائمّۀ نوری       هم خدا را خطاب منشوری
لاله سرخ باغ خرّم وحی     شعلـه سبــز نخلــۀ طـوری
واژه هـا کـوچکند در شـــانت
کیستی؟ ای خدا ثنا خوانت!

ناقه نور توست،حورْ سرشت       فـرش راهش بود جواز بهشت
بـا نگـاهت جحیـم روضـۀ گل     بی جوازت بهشت،خانۀ زشت
کـاتب لـوح ســرنوشت تـویی
به محمد قسم بهشت تویی

تو به امر خدا خدایی کن       در صف حشر کبریایی کن
از درون نقــاب در محشر     بـر خـلایق خدا نمایی کن
ای نگــاه تو شامل همـه کس
یک نگاهت به حشر ما را بس

ای همه هست و بود از هستت       ملک و جنّ و انـس پابستت
همـه در روز حشـــر می نگــرند     دست عباس را سر دستت
تا حسینت ز جـا قیـام کند
تن بی سر تو را سلام کند

خُلـد آغــوش بـر تـو بـاز کند       بـه قد و قامتت نماز کند
تو که آن روز جای خود داری     قنبرت بر بهشت ناز کند
همه مبهوت در جلال تواند
محــو زیبـــایی بـــلال تواند

گــر بــــه دوزخ بیفـکنند مــــرا       عـوض اعتــراض و چون و چرا
تا که سازم جحیم را خاموش     می برم لحظه لحظه نام تو را
به محمد قسم جهنم را
پـر کنـم از صدای یا زهرا

همـه افلاک را تو قائمه ای       چه بخوانم تو را؟تو فاطمه ای
اگــر امــروز مــام ساداتی     در صـف حشـر مادر همه ای
هر چه دوزخ شراره افروزد
نگــذاری ذَراره ات ســـوزد

شیعه در حشر،در جوار شماست       فخرش این بس که دوستدار شماست
غضب و رحمت و بهشت و جحیـم     هرچه باشد،در اختیار شماست
مـا همـه شیعـۀ گنه کاریم
روز محشر تو را، تو را داریم

ای دل عالمی، مدینۀ تو       آسمان و زمین، سفینۀ تو
باغ توحید تا ابد سرسبز     از گل سرخ زخم سینۀ تو
شیعه خون از دو دیده می بارد
داغ آن زخــــــم سینـــه را دارد
 
بـه مـزار و بـه تـــربتت ســوگند       به مدینه، به غربتت سوگند
به سفیدی گیسویت به شباب     بـه کبــودی صـورتت سوگند
که تو را یادواره هر دم ماست
عمـر بـا یـاد تــو محرّم ماست

دود تــاریک و بیـت نــور کجا؟       پـای فرعون و کـوه طــور کجا؟
ای بهشت مدینه! وای به تو!     دست سنگین دیو و حور کجا؟
گلشن وحی و زاغ زشت کجا؟
بـار هیـزم کجـا؟ بهشـت کجا؟

قلم شیعه را تقلّب نیست       شرح این ماجرا تعصّب نیست
غاصب حق نفس احمد را     زدن فـــاطمـه تعـجّب نیــست
راسـت گفتـم قسـم بــه ذات اله
دفن شب، قبر مخفی است گواه

هرچه بر قلب شیعه، چنگ زنند       هرچه دشنام داده، سنگ زنند
هـر چـه خــورشید را بپــوشانند     هـر چـه بـر روی ننگ، رنگ زنند
مهر پنهان به خاک گردد کی؟
ننـگ بـا رنـگ پـاک گردد کی؟

گل همیشه اسیر خار و خس است     روح تـوحید، کُشتـه هـوس است
چند در این زمینه بحث و جدل       شرح غصب فدک بس است،بس است
دست دخت رسول و ضرب غلاف
سنـدش هسـت گر دهید انصاف

به خداوند و ذات یکتایش       بـه ولای علـی بـه زهرایش
بیشتر از ستارگان گشته     ظلم بر شیعه و به مولایش
نظم "میثم" که در ثنای شماست
قطــره ای از هــــزارهــا دریــاست

"صدف نبوت 2"- حاج غلامرضا سازگار  
تاریخ ارسال : یکشنبه 6 اردیبهشت 1388
آخرین بازدید : شنبه 30 دی 1396
تعداد بازدید کننده : 959
دفعات مشاهده : 982
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

تلفن گویای مذهبی سراسری هلال

قال الصادق علیه السلام

مردى خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: اى رسول خدا، به چه کسى نیکى کنم؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد : سپس به چه کسى؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد: بعد از او به چه کسى؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد: سپس به چه کسى؟ فرمود: به پدرت.  میزان‌الحکمة‌عربی:صفحه 614

مسئله روز

پاسخ : همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلاتى است که به لهو و حرام اختصاص دارد. نواختن آن (در هر حال) جایز نیست ولى اگر از آلات مشترک باشد استفاده از آن به منظور مشروع اشکال ندارد. تفاوتى بین مراسم عزادارى و جشن در حکم موسیقى نیست.

آیات عظام بهجت و صافى: به طور کلى نواختن با آلات موسیقى (آلات لهو) در هر حال حرام است. تفاوتى بین مراسم عزادارى و جشن در حکم موسیقى نیست.

(پرسشهاوپاسخهای‌دانشجویی،ویژۀ‌محرم،پرسش 75)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک