موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح حضرت زینب سلام الله علیها

تـو کیستـی فــروغ چـراغ هدایتـی     تـو لنـگــر سفینۀ نــــوح ولایـتــی
ناخوانده درس، عالمه علم عالمی   مکتب نـرفته، بـحـر وسیع روایتی
بـا چادرت بـه دایرۀ حشر، سایبان   بـا معجرت بـه معرکۀ صبر، رایتی
بــودی ز خــردسالی خــود یاور حسین
هم خواهر حسینی و هم مادر حسین

فُلـک نجــات را به خدا ناخدا تویی     بــال و پــر عـروج به سوی خدا تویی
هم سنگر امام شهیدان قدم قدم   از ابتـدا تـــو بـــودی و تــا انتـها تویی
روز جهـاد همــره و همگام فاطمه   هنگام خطبه هم نفس مرتضی تویی
ماهِ دو مهرِ فـاطمه و کوکب علی
آیینۀ حسین و حسن، زینب علی

اعجـاز کـرده خـالق عـالم به مدح تو   بگشـوده لـب پیمبر اکرم به مدح تو
بـا رمـز کـاف و ها که به قرآن نوشته است    آغــاز گشته سورۀ مریم به مدح تو
بعداز چهارده صده باعشق و افتخار   گوید سخن هماره مُحرم به مدح تو
با آنکه در فـراق و غم و رنج زیستی
تاریخ کوچک است بگوید تو کیستی

تــا روز حشــر، خــون خــدا را پیمبری    بازآ بخوان خطابه که شمشیر حیدری
هم ذوالفقار خشم علی در خطابه‌ای   هـم مصحـفِ مـطهـرِ زهــرای اطهـری
عیسی اگــر نظر بـه تو و مادرش کند   گــویـد عــزیـز فـاطمه بــالله تـو برتـری
عباس اگـر چـه هست گـرامی برادرت
حاشا که بی اجازه نشیند به محضرت

بـر عـزم و غیـرت تـو خـدا گفـت آفـرین   وقتی که خلق کرد تو را،گفت آفرین
وقتی به قتلگاه گشودی زبان به شکر    زهرا گشود لب به دعا، گفت آفـرین
تـا شـد ز خطبـۀ تـو نفس‌ها به سینه حبس   بــر نیـزه سیـدالشهــدا گفت آفـرین
نطقت بـه کـوفه معجـزۀ ذوالفقــار کرد
بر چون تو شیر دخت، علی افتخار کرد

وحـی خــدا بـــوَد سخـن دلــربـای تـو    انداخت نقش،بوسه محمل به پای تو
تاریخ شاهد است که تاصبح روزحشر   خـون حسین مـوج زنـد در صــدای تـو
هرجا به یاد کرب و بلا خیمه می زنند   آن خیمـه گـوشه ایست ز صحن و سرای تو
بعــد از حسیـن، فـاطمه را نـور عیـن تـو
در چشم جان ما تو حسینی،حسین تو

کو مرد تـا که مثـل تـو سینـه سپر کند    از دین حق چو فاطمه دفع خطر کند
هم شیر روز باشد و هم پارسای شب   شـب را همـه بـه ذکـر و عبـادت سحر کند
از کربلا بـه کـوفه و از کـوفه تا به شام   بــا رأس غــرقِ خون بـرادر سفر کند
داغ حسیـن اگــــر جگــرت را کبـاب کـرد
داغ سه‌ساله جان تو را سوخت، آب کرد

ای مانده کوه درد و غمت روی شانه‌ها   از کعبِ نی بـه پیکر پـاکت نشانـه‌ها
داغـت شـراره‌ای بـه همـه آشیــانــه‌ها    ذکـر تــو و حسیـن تــو قـرآنِ خانه‌ها
تنهـا ز تـــازیــانـه تــن تـــو نشــد کبــود   بـر قلـب مــاست آن اثــــر تـازیانه‌ها
ایمان و عشق وغیرت ودین را چو آب برد
دشمن تـو را بـه جـانـب بــزم شراب بـرد

از بس که داغ ماند روی داغ بر دلت    همچون خیام کرب وبلا سوخت حاصلت
در بیـن خنـده و کـف و شادی به شام بود   هجــده ســر بــریـده در اطـراف محملت
روزی بــه روی دامن پـر مهـر فاطمه   روزی دگــر بــه گــوشـۀ ویـــرانـه منزلت
در خلوت تو اشک و دعا و انـابـه بود
یک شب سر بریـده چراغ خرابـه بود

بر غربت تو شمع شب تار گریه کرد    در لالـه زار آبـلـه‌ات خــار گریـه کرد
حتی سـه ساله‌ای که به ویرانه دفن شد   تا صبح بـا دو دیدۀ خونبار گریه کرد
آن شب کـه روی دامـن طفلش گـرفت جا   رأس بریده بهر تـو بسیار گریـه کرد
مانند مادرت کــه غریبانـه دفن شد
دردانه‌ات به گوشۀ ویرانه دفن شد

اشک تو سیل چشم همه خلق عالم است    باآه تو همیشه جهان ماه ماتم است
وقتـی تـو درخـرابه نهی روی خـود به خاک   در چشـم شیعه، ماه صفر هم محرم است
نبوَد عجب بسوزد اگر هست و بود را   تا شعله‌های دل ثمرنخل"میثم"است
چشمی بده که باز بگـریم برای تو
آتش بزن که آب شوم در عزای تو

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 28 تیر 1388
آخرین بازدید : پنجشنبه 31 خرداد 1397
تعداد بازدید کننده : 1369
دفعات مشاهده : 1409
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک