موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح امام باقر علیه السلام

لبم شهد ودهانم چشمه وفیض و کلامم جان     سـزد بـا جـان خـود ریـزم بـه خـاک پای جانانش
امـــام پنجـــم و معصــوم هفتـم حضـرت باقـر      که تــا شــام ابــد بــادا ســلام از حــی منانش
لقب باقـــر، محمّـــد نـــام او، کنیــه ابا جعفـر      تعالــی الله از ایـن کنیــه و ایــن نــام و عنوانش
رجــال علــم از صبــح ازل، مرهـــون گفتــارش     جهــان فضــل تــا شــام ابــد، مدیون احسانش
سجــود آورده خلقت از پــی تعظیم بـر خاکش     سـلام آورده جابــر از رســول حسن سبحـانش
عجب نبـــود اگر در بــاغ رضــوان پــای بگـذارد     اگر در حشر، شیطان دست خود آرد به دامانش
عجب نی گرشفا بخشد گاهش چشم جابر را     که هر کس درد دارد خاک کوی اوست درمانش
چــراغ روشن دل‌هــاست قبــر بــی چــراغ او     چه غم گرنیست شمع وآستان وسقف وایوانش
نسیمــی از بقیعش روح بخشد صد مسیحا را     سـزد بـر کسب فیض از طـور آیـد پــور عمرانش
ضریحش کعبـۀ دل بــود و ایـوانش بهشت جان     الهـی بشکنــد دستــی کــه آخــر کرد ویرانش
شنیدی لال شد یک لحظه دانشمنـد نصرانی     میــان جمـع در پیش بیــان و نطــق و برهــانش
کــی‌ام مـن تـا ثنای حضرتش را خوانم و گویم     خــدا باشــد ثنـــاگویش، نبــی بایــد ثناخوانش
فــروغ دانشش بگـرفت چون خورشید، عالم را     کــه هــم انــوار ایمــان بــود و هم اسرار قرآنش
گهـــی دادنــد در اوج جــلالت نسبت کفـرش     گهــی بستنـد بهتــان و گهــی بردنــد زندانش
ولــی عصـر در شب‌هـای تاریک است، زوارش     تمــام خلــق عالــم پشت دیوارنـــد مهمـــانش
کنـــار قبـــر او جـــرات نـــدارد زائـــری هرگــز     که ریــزد قطـرۀ اشکــی بـر او از چشم گریانش
مگودرروضه‌اش شمع وچراغی نیست،می‌بینم     که باشــد هـر دلی تا بامـدادان شمع سوزانش
به عهـد کودکـی از خردسـالی دیــد جـدش را     که مانـده روی زخـم سینه، جای سم اسبانش
اگــر در روز محشــر هــم ببینـی ماه رویش را     نشـان تشنگـی پیداست بر لب‌های عطشانش
دویــد از بس کــه بـا پـای برهنــه در دل صحرا     کف پـا شــد چــو دل مجــروح، از خـار مغیلانش
دریغــا آــخر از زهــر جفــا کردنــد مسمـومش     نهــان بـا پیکـرش در خـاک شد غم‌های پنهانش
بوَد در شعلۀ جانسوز،نظم«میثمش» پیدا
غم نـاگفتـــه و ســوز دل و رنج فـراوانش

 

صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : دوشنبه 2 شهریور 1388
آخرین بازدید : سه شنبه 24 مهر 1397
تعداد بازدید کننده : 1799
دفعات مشاهده : 1872
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

عصر شعر عاشورایی / شعر خوانی محمد سعید میرزایی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک