موسسه هنر و ادبیات هلال

در ولادت حضرت هادی علیه السلام

خیزیــد و ببینیـــد تجــلای خـــدا را   در بیت ولا مشعـــل انـوار هـدا را 
آن عبـــد خــدا وجهـــۀ معبود نما را   رخسار علـی بن جـواد بن رضا را
در نیمـــه ذیحجـه نـــدا داد منـادی
تبریک که آمدبه جهان حضرت هادی

پیچیـده در امـواج فضا بــوی محمد   گویندخلایق سخن از خـوی محمد
بینیــد عیــان طلعت دلجوی محمد   در آینــۀ روی علـــی روی محمــد
الحق که جواد ابن رضا را پسر آمد
بـر ابـن رضـا، ابن رضــای دگر آمد

دل خانه وچشم همه فرش قدم او   لبریــز شده ظـرف وجـود از کرم او
آورده حرم سجده به خاک حرم او   صد حاتم طایی است گدای درم او
از پارۀ دل در قدمش گل بفشانید
عیدی ز رضا و ز جوادش بستانید

ای طلعت زیبای تو خورشید هدایت   ای گوهــر رخشنـدۀ نه بحر ولایت
ذات ازلـــی را ازل دســت عـــنایت   فضل وکرم وجود تو رانیست نهایت
بـودنـــد امامــان همــه هــادی ره نـور
بین همه نام تو به هادی شده مشهور

هنگام سخن بوسۀ عیسی به لب تو    با یادخدا سال ومه و روز وشب تو 
دل‌هــای محبــان خــدا در طلــب تـو    نام تـو علـی آمـد و هادی لقب تو 
چارم علی از آل رسول دو سرایی
قرآن روی دست جواد ابن رضایی

ای روح دعــا از نفس گــرم تو زنده   بر اشک دعای تو اجابت زده خنده
تو عبدخداوندی و خلقی به تو بنده   صورت به روی پات نهد شیر درنده
جنــت گــل روییـده‌ای از فیــض نـگاهت
رضوان چو یکی سائل بنشسته به راهت

ما نــور ولایت ز کلام تــو گرفتیم   ما وحــی خــدا را ز پیــام تـو گـرفتیم
ما کوثر توحیـد ز جام تــو گرفتیم    ما خط خود ازمشی و مرام تو گرفتیم
تا صبح جزا رو به روی خاک تو داریم
ما جامعـه را از نفس پـاک تـو داریم

تو گوهر نه بحری ودریای دو گوهر   سر تا به قـدم حیـدر و زهـرا و پیمبر
بوسیده جوادت چـو کتاب الله اکبر   هم یوسف زهرایی و هم بضعۀ حیدر
هم طاهری و هم نسب از طاهره داری
هم در دل هر دلشده یک سامره داری 

عیسی دمی و فیض دمت باد مبارک   در دیدۀ هستی قدمت باد مبارک
هر لحظه به خلقت کرمت باد مبارک   تجدید بنای حرمت باد مبارک
کردم چـو بـه دیـدار رواق حــرمت سیر
دیدم که دراین خانه عدو شدسبب خیر

زیبد که به پای تو سر خویش ببازیم   بـر صحـن تـو و قبـر و رواق تــو بنـازیم
در نار حسد خصم حسودت بگدازیم   این کعبۀ دل راهمه چون کعبه بسازیم
تا کورشود دشمن و تا دوست شودشاد
گردیـــد دوبـــاره حــرم پــاک تـــو آبــــاد

ای سامــره‌ات کــرب و بــلای دگر ما   بــر خاک درت تا ابدالدهــر سر ما
وصف تو دعای شب و ذکــر سحر ما   مهـر تـو بـه بـازار قیامت ثـمر مــا
عالم بـه ولای تـو ننازد بـه چـه نازد؟
«میثم» به ثنای تو ننازد به چه نازد؟

 

صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : دوشنبه 2 شهریور 1388
آخرین بازدید : جمعه 4 خرداد 1397
تعداد بازدید کننده : 1915
دفعات مشاهده : 1976
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک