بانوی مهربان

بانوی مهـربان چـه بگـویم بـرای تو 
از شام گـریه یـا سحـرِ نالـه‌های تو؟ 

چنـدیست در مصیبت داغ پیـامبر
گشته است جبرئیل شریک عزای تو 

دیگر مدینه خواب ندارد، به چشم خود 
از گـریه‌های هـر شبـه و نـالـه‌های تو 

این چندمین شب است که با نالۀ علی
مشغـول گـریه‌انـد ملائـک بـرای تو؟ 

آورده‌اند مـائـدۀ خـوانـت از بهشت 
گردانده است دست ملک، آسیای تو 

روشـن شـده مـدینه ز نـور جبین تو 
تا خـانۀ علـی شـده عین الضیـای تو 

با آن دعا که قسمت همسایه کرده‌ای 
شـرمنـده‌اند اهـل کـرم از سخـای تو 

ای عـرش، ارتفـاع نمـاز نشسته‌ات! 
معراج مصطفـاست، عـروج دعای تو 

درد آشنا برای علی جز تو، کس نبود 
آه از دل بـه درد علـی آشنـای تـو! 

تقسیم در میان زمین گشت و آسمان 
راز بـزرگ صـبـر جمیـل و رضــای تو 
 
چون شمع خسته‌ای و ز پشت حریر اشک 
پــر مـی‌زنـنـد خـاطـره‌هـا در هـوای تو 

یـک روز، در حمـایت مـولا بلند شد 
در مسجد رسول، شکسته صدای تو 

یک روز خـانه بـا در و دیـوار سوخته 
می‌خواست تکه تکه بیفتد به پای تو 

حرمت گـرفته کعبه به نور تو فاطمه
ای حسـرت بهشت برین، بوریای تو 

روشنگـر مقـام علـی در ولایتید 
ای برتر از مقام امامت، ولای تو 

شأن شما به سورۀ کوثر خلاصه نیست 
قـرآن کـاملی و علی «هـل أتی»ی تو 

«مدهامتان» تو «حسنین»اند در بهشت 
آورده «نــور» زینـب اطـهــر، بـرای تـو 

ای «انمـا و لیـکم الله»ات آیـنـه! 
«اللهُ نور» گشته چـراغ سـرای تو 

میـراث خـاندان شمـا «انّما یُرید» 
عهد علی است آیۀ «قالو بلی»ی تو 

آیات جبرئیل که در مصحف تو بود 
رازی نگفته بین تو ماند و خدای تو 

شبهای آخر است که آورده جبرئیل 
با خود خبر ز تشنه لبِ کربلای تو 

تا شور کربلای حسین تو جاری است 
کی ختم می‌شود به فدک ماجرای تو؟ 

گر گم شـود کلیـد در بستـۀ بهشت 
ماییم و اسم اعظمِ مشکل گشای تو

 

قصائد رضوی- محمّدسعید میرزایی

تاریخ ارسال : چهار شنبه 6 آبان 1388
آخرین بازدید : چهار شنبه 1 بهمن 1399
تعداد بازدید کننده : 989
دفعات مشاهده : 1005
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)/ محمدسعید میرزایی

عهد عقیق | ویژه فاطمیه

نوحه شام غریبان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

نوحه شهادت / برگرفته از عهد عقیق

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

«فاطمه» اولین کسی از اهل‌بیتم می‌باشد که به من ملحق می‌گردد، پس بر من وارد می‌شود محزون، مکروب، مغموم، مقتول.

(أمالی‌الصدوق، صفحه 114)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک