موسسه هنر و ادبیات هلال

آخرین وداع

ای سنگ‌ها پیوسته بامن خون بگریید     چــون ابـر در صحـرا و در هامون بگریید
ای اشک‌ها باران خون گردید درچشم     ای بحـرها طوفان شوید از آتش خشم
طــوفان اشــک و سیـل خـون شـدسدِّ راهم     خــورشیـد را ظلمت گرفت از دود آهـم
ای آسمــان کن گریـه چـون ابر بهاران     مگــذار تــــا از هـــم جـدا گردنـد یـاران
بـــر یــوسف زهـــرا دگــر یـاری نمانده     حتـــی عَـلـم، حتـی علمــداری نمانده
هفتـاد و دو آزاد مـرد افتــاده بـر خاک     هفتاد ودو قرآن همه باجسم صدچاک
خیمه پرازفریاد و آه و اشکِ زن‌هاست     پشت و پنـاه عـالمی تنهـای تنهـاست
هنگــام رفتن گشتـه مشتـی زن سپـاهش     بیـن همـه گـردیده طفلـی سد راهش
از اشک خونین سـرخ کرده خاک ره را     مـوی پـریشانش پریشان کـرده شه را
ازچشم حق بانرگس چشمش بَرددل     دستـش به دست اسب و پایش مانده در گل
او در میــان جمـع پیـش از جمـع می‌سوخت     آرام بودوبی‌صداچون شمع می‌سوخت
افتـــاده بــابـا را بـه رخسـارش نظـاره     کز گریه می‌لـرزد به گوشش گوشواره
آزاد کــرد از حبـس دل ســـوز نهـان را
    آهی کشید ازدل که آتش زد جهان را
کـای سوختــه ز سوز آهـت حاصلم را     «لا تحـرقی قلبـی» مــزن آتش دلـم را
ای سدِّراهم سیل اشـک و دود آهـت     کشتی مراهم با سکوتت، هم نگاهت
یک لحظه از هم باز شد بغـض سکینه     فریــــاد آرامی کشیــد از ســوز سینـه
گفتـا بـه مـرگ سرخ تن دادی پدرجان     بـر تیر دشمن سینه بگشادی پـدرجان
فرمــود چــون بـر تیـغ دشمـن رو نیارد     یـــاری کــــه غیـر چنـد زن یــاری ندارد
آهـی کشیـد از سینـۀ سوزان سکینه     گفــت ای پـــدر مــا را ببر سوی مدینه
تنهــای تنهــا رو بـــه کـام مـرگ بردی     مارادراین صحرابه دست کی سپردی؟
فـــرمـود اینجــا جــز خــدا یــاری ندارم     تنهــا بـــه لطـف او شمـا را می‌سپارم
بـــاید بــه صحــرا سـر نهیـد از آشیانه     بــــاید سپـــر گـــردیـد پیـــش تـــازیانه
بــاید کـه گــم گــردید در دامـان صحرا     گــــردید زیــــر خــــارهـا مهمـــان زهرا
آرام بــــاشید از عــــزیـزانم خــدا را
در کوچه‌های کوفه می‌بینم شما را

دو دریا اشک1 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 26 آذر 1388
آخرین بازدید : یکشنبه 31 تیر 1397
تعداد بازدید کننده : 1703
دفعات مشاهده : 1744
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک