پرنده های کوفه


بابا کبـوتر بـود و غصه میخورد 
نامه های امام حسین رو میبرد 
بال و پرش رو بستن- سرش رو هم شکستن 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 


اینجوری زرد و«کم نفس» نبودیم 
ما دوتا،«گنجشک قفس» نبودیم 
شکارچیـا رسیـدن- بـالهای مـا رو چیدن 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار)



وقتی که جنگ کربلا تموم شد... 
گریه و ترس بچه ها تموم شد... 
وقتی که روز پرکشید- طناب و زنجیر رسید 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 


به شهر سرد بی شکوفه رفتیم 
پای پیـاده، رو به کوفه رفتیم 
گنجشک بی زبونیم- گفتن که«ما» بمونیم 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 


دوستـای مهـربون مـا رو بردن 
با اَخم و تندی، بچه ها رو بردن 
لبـای بستـه داریم- دلِ شکستـه داریم 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 


ما رو تو این قفس گذاشتن اما... 
تو این یه سال، کسی نیومد اینجا 
آه ای خدای مسلم!- ما بچه های مسلم... 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 


«محمد»م، یه مرد نوجوونم 
برادرم یه کودکه، می دونم... 
کوچیکه، بچه شیره- تو این قفس، می میره 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 


یه پیرمرد مهـربون دعا کرد 
نترسید و درِ قفس رو واکرد 
خودش رو کشتن امّا- روحش کجاست؟... تو اَبرا 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 


روز و شب و ماهو(ماه رو) بلد نبودیم 
گم شدیم و راهـو(راه رو) بلـد نبودیم 
خسته شدیم، نشستیم- دو چشممون رو بستیم 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 

10 
یه خونه بود- یه زن، که ما رو راه داد 
یه روشنـی تـو اون شـب سیـاه داد 
یه کاسه آب به ما داد- یه جای خواب به ما داد 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 
***


11 
یکی می آد که قلـب سنگی داره 
یه شمشیـر و لبـاس جنگی داره 
خـدا کنـه نمـونه- جــای مــا رو نـدونه 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 

12 
چه زود رسیده وقـت پَرکشیدن 
دلـش داره خیـال «سربریدن» 
از کـربلا جــداییـم- شهیـد کـربلاییـم 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار) 

13 
کسی که گریه می کنه برامون 
بـرای حـال ما و غصه هامون 
خدا کنه شاد باشه- همیشه آزاد باشه 
پرنده اسیریم (تکرار) 

گنجشکای خیابون!- شکوفه های گریون! 
پرنده اسیریم (تکرار)

 

کبوتران نوحه خوان- سیدمحمد سادات اخوی

تاریخ ارسال : یکشنبه 29 آذر 1388
آخرین بازدید : دوشنبه 29 دی 1399
تعداد بازدید کننده : 1739
دفعات مشاهده : 1761
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)/ محمدسعید میرزایی

عهد عقیق | ویژه فاطمیه

نوحه شام غریبان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

نوحه شهادت / برگرفته از عهد عقیق

قال رسول الله صل الله علیه واله و سلّم

«فاطمه» اولین کسی از اهل‌بیتم می‌باشد که به من ملحق می‌گردد، پس بر من وارد می‌شود محزون، مکروب، مغموم، مقتول.

(أمالی‌الصدوق، صفحه 114)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک