موسسه هنر و ادبیات هلال

آب وضو

1
گفتید:«نوزاد ضعیف کاروان»م
حالا بزرگم، در بهشتم... «میتوانم»
شبهای«هیئت»، مهمان مایید- با من به دشتِ تشنه بیایید!
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

2
من روی دستان شما سر می¬گذارم
ای بچه ها!... من هم شما را دوست دارم
قلب شما هم جای خدا شد- گهواره من، چَشم شما شد
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

3
وقتی برای من عزاداری گرفتید...
از من برای زندگی، یاری گرفتید...
هرجا که هستید، پیش شمایم- نوزادم اما دست خدایم
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

4
من در«بهشتم»، نوحه خوانی را شنیدم
وقتی برایم گریه می کردید، دیدم
روشن، شبیه«آب وضو»یید- رازی اگر هست، با«من» بگویید!
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

5
این کربلای تشنه، خاکی آسمانی است(آسمانیست)
ای بچه ها!... در کربلا هم روضه خوانی است
خوابیده خیمه در باد تشنه- این هم منم، من: نوزاد تشنه
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

6
مادر برایم قصه گفته تا نمیرم
تا روی خاکِ تشنه صحرا نمیرم
این غنچه خشک، چیدن ندارد- نوزاد تشنه، دیدن ندارد
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

7
حالا که روی دست بابا مینشینم...
بوسد مرا... تا گریه¬هایش را نبینم
او مثل دریاست، دریا عجیب است- دریا کنارِ صحرا، غریب است
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

8
دیشب که مادر تشنه میشد، شیر خوردم
امروز، شیر از چوبِ خشکِ تیر خوردم
شیری نخوردم، آبی ندیدم- نوزاد بودم، حالا«شهید»م
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)
*
آتش گرفته با قصه من- هم سینه سنگ، هم قلب آهن
ای وای، ای وای!- ای وای، ای وای!(تکرار)

 

کبوتران نوحه خوان- سید محمد سادات اخوی

تاریخ ارسال : دوشنبه 30 آذر 1388
آخرین بازدید : سه شنبه 24 مهر 1397
تعداد بازدید کننده : 647
دفعات مشاهده : 657
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

عصر شعر عاشورایی / شعر خوانی محمد سعید میرزایی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک