در مدح امام صادق علیه السلام

ای علم خدا در نـفس روح فـزایت           ای بوسه زده صدق به خاک کف پایت
آغـوش خدا باز بـه هنگام دعـایت     لبریـز شـده ظـرف زمـان ها ز ثنـایت
عالم همه لب‌تشنه تو، دریای علومی
استـاد کلیـم الله و عیسـای علـومی

تو نخل علوم استی و دانش رطب تو           آیـات خـدا شیفتـۀ لعــل لــب تــو
خورشید چراغی است به بـزم ادب تو     تا هست شب و روز بوَد روز و شب تو
علم است یکی لاله ز بستان وسیعت
تا حشـر، اسـاتید جهـاننـد مطیعت

دریای کمـالات، یکی جـرعه ز جامت           توحید زده بوسه به لب های هشامت
آیـات خــدا دانـۀ مـرغ لـب بامت     جبریل امیـن مست ز صهبـای کلامت
تو شعلـۀ روشنگـر مصبـاح هدایی
تو نخل شکوفا شدۀ خـون خدایی

عترت به تـو می بـالد و قرآن به تو نازد           نازند به ایمان همه، ایمـان به تو نازد
علم و ادب و حکمت و عرفان به تو نازد     والله قسـم، داور منــان بـه تــو نازد
تو علمی و انصـار تــو دور تـو رواقت
در هر دو جهان طاق بوَد مؤمنِ طاقت

بی‌مهر تو بر نخل ولایت ثمری نیست           بی نطق تو از خون شهیدان اثری نیست
بی نور تو بر گمشدگان راهبری نیست     غیـر از سر کوی تو به عـالم خبری نیست
از شدت ایمان به تو بودش چو توسل
شد آتش سوزنده به هـارون درت گل

رخسار تو خورشید دل اهل یقین است           وصف تو به پیشانی قرآن مبین است
اخبار و روایـات تو سـرمایۀ دین است     گلخانۀ فقه تو سماوات و زمیـن است
استاد چو حمران تـو دیدند، ندیدند
چون جـابر حیان تو دیدند، ندیدند

پـرواز دعـا بستـه بـه آییـن تو باشد           شیرینـی جـان از لب شیرین تو باشد
جبریـل امیـن بنـدۀ تمکیـن تو باشد     آییــن من آیینــۀ آییـــن تـو باشد
جز مذهب حق تو، به قرآن، به پیمبر
لا مذهبیِ محض بوَد مذهب دیگـر

قـرآن همـه رازی کـه بـوَد زیـر زبـانت           آیــات خـــدا ریختـه از دُرج دهانت
سوگند به قرآن همه وحی است بیانت     مهمان به سـر سفرۀ علم است جهانت
نه شافعی و مالکی و حنبلی‌ام من
والله قســم پیــرو آل علـی‌ام من

حکمت شده لطف و کرم حضرت صادق           دانشگه قرآن، حـرم حضـرت صادق
جاری است مسیحاز دَمِ حضـرت صادق     علم است به ظلِّ علم حضرت صادق
علمش همه نور است به طـور دلِ آگاه
نوری است که فـرموده خدا یقذفه الله

اولاد پیمبـــر همـه نـورنـد که نورنـد           یک سلسله زین طایفه دورند که دورند
اینـان به دو دنیا همه کورند که کورند     پامال صف حشـر چو مـورند که مورند
هفتـاد و دو فرقه که هلاکند، هلاکند
یک فـرقه فقط اهل نجاتند که پاکند

تا چند به این سوی و به آن سو نگرانید           قـرآن بگشاییـد و بخوانیـد، بخوانید
خـود را همـه بــر آل محمـد بـرسـانید     آن فرقـه کـه از اهـل نجاتنـد، بدانید
والله قسم ذریّــۀ پــاک رسـولند
نسل علی و حضرت زهرای بتولند

والله بـوَد راه خــدا، عتــرت و قرآن           پیغمبـــر مـا داده نـــدا عتـرت و قـرآن
بنوشته به خـون شهدا عترت و قرآن     یک لحظه ز هم نیست جدا عترت و قرآن
میثم درِ این خانه نجات است نجات است
خـاک درشان خوب‌تر از آب حیـات است

بهار امامت 2 – غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : چهار شنبه 12 اسفند 1388
آخرین بازدید : دوشنبه 26 آذر 1397
تعداد بازدید کننده : 1844
دفعات مشاهده : 1983
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

مناجات آتش مهر/ اجرا: حسین فتحی/ شعر: استاد سازگار

حضرت زینب(سلام الله علیها)/شعر و اجرا؛ احمد بابایی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک