در ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به قم

بـوی بهشت آید از نسیـم خـوش قم         شهـر قــم و اهـل قــم سـلام علیکم
خنـده خـورشید اجـرتان که گشودید     در حـــرم اهـلبیـت، لـب بـه تبسـم
طـور، قـم است و مـزار دختـر موسی     در حـــرمش بــا خـدا کنیـد تکلــم
داده شمـا را سـلام حضـرت صــادق     بـرده بـه تمجیـد، نـام اهـل قم و قم
قـم حـرم یــازده امـام همــام است     نـی عجـب ار گشتـه قبلـۀ دل مـردم
علم ز قــم نـور داده بـر همـه عــالم           خلـق از ایــن شهــر یــافتنـد تعلـم
قـم حـرم فاطمه است، فـاطمه یعنی     دختـــر والا مـقـــام حجـت هفتـم
فـاطمـه یعنـی یگـانـه ثــانی زینـب     شمسۀ عصمت که هست نجمه مرا ام
بـانوی خلقـت کـه خلق بهـر گـدایی     بـــر در بیـت الـولاش بـرده تهــاجم
خیـل ملک بـا وضو به قم شده راهی     تــا کــه بـه خـاک درش کنند تیمـم
بـا قـدم آن گـل بـهشت مـدینه
قم شده ممزوج با سرشت مدینه

***** 

قـم متلاطـم ز دسـت رفتـه قـرارش          شـد عــوض گل پـرِ فرشته نثـارش
خلق به کف، دل گرفته‌اند عوض گـل        تا کـه فتـد فاطمه بـه شهـر گذارش
بـا قــدمش روضــۀ مقــدسۀ قــم     بــوی گل آید برون زهـر سـر خارش
نـاقــۀ او چــون بـراق احمد مـرسل     فاطمه مـانند فـاطمه است سـوارش
سعـد کــه بـد پیــر فقــه آل محمد     پای برهنه، شده است غـاشیه‌ دارش
بــا قــدم او مدینـــه الشـــرفِ  قم     بــوی رضــا میدمـد ز لیـل و نهارش
مـردم قم دور محملـش همـه گشتند     همچو ملک جمع، در یمین و یسارش
اهل قم این فاطمه است کآمده در قم     فاطمـــه‌هاینــد محـو عـز و وقارش
زینـب کبــرا مجـــاست تـا که ببیند     نـاقـۀ او روی دوش کیـست مهـارش
فخــر زنــان بـهشـت آمــده در قـم     جـای گـرفتند اهـل قـم بـه جـوارش
تا که به قم شد گشوده، دامن فیضش
فیضیه شد خوشه‌چین خرمن فیضش

***** 

ای حــرم یــازده ولــی، حــرم تـو         کعبـۀ قـم کعبـه گشته از قـدم تو
غیـر امـامـان شیعه هر چه بگوینـد     مدح همه خلـق عـالم است کم تو
بس که دهی بوی عطر فاطمه، انگار           فـاطمه گردیـده دفــن در حرم تو
مـردم قـم نه، تمـام خلـق، فـدایت     قـم نــه، جهان زیـر سایـۀ علم تو
بــاغ ارم چشـم دوختـه به حریمت     تــا کــه شود خاک شارع الارم تو
تــا ابـدالدهر ای کــریمـۀ عتـــرت     کیست که محـروم باشد از کـرم تو
بــه بـوَد از پـادشـاهـی دو جهانـم     همچــو گدایــان، گـدایـی درم تو
دفتــر دل بــاز کـرده‌ام به حضورت     تـا چـه کنـد بــاز اقتضـا قلـم تـو
بحـر عطــا، بحــر جود، بحر کرامت     ای همه سیـراب معـرفت ز یـم تو
رانـده بـه آوای قم، ز قم شد شیطان     تـا که شـود قـم، حـریم محترم تو
مدح تو تنها نبـوده عادت میثم
بوده از آغاز، ایـن عبادت میثـم

بهار امامت 2 – غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : چهار شنبه 12 اسفند 1388
آخرین بازدید : یکشنبه 18 آذر 1397
تعداد بازدید کننده : 2030
دفعات مشاهده : 2099
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

فرصت ها و آسیب های مداحی از زبان استاد غلامرضا سازگار

حضرت زینب(سلام الله علیها)/ شعر و اجرا؛ سعید بیابانکی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک