موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

جمــال غیب خداونــد، مظهــرش زهــراست     رســـــول، روح و روان مطهـــــرش زهــراست
پیمبـــری کـــه بـه قــرآن خویـش می نــازد     یقیــن کنیــد کــه قـــرآن دیگـــرش زهراست
نبــــی تمــــامی تــــوحیـد را در او دیـــــده     علــی جمـــال خداونـدْ منظــــرش زهــراست
درود بــاد بــه مــردی کـه خاکِ فضه اوست     ســلام بــاد بـر آن زن کـه رهبــرش زهراست
بـه هــر فلـک کـه گـذر کــرد خـواجـه لـولاک     بـه چشم فاطمه بین دید، محـورش زهراست
علــی کـه کفــو نـدارد چــو ذات اقـدس حق     ازآن کشد به فلک سرکه همسرش زهراست
حسیـن گفــت: بــه نـــزد ستمگـران هـرگز     ذلیــل نیـست عــزیزی کـه مـادرش زهراست
چگـونه خصـم به روی علی کشد شمشیر؟     کـه جــان به کف همه جادر برابرش زهراست
بــه آیـــه آیــه قـــرآن قســـم کـه این قـرآن     زبــان و روح و نگهبــــــان و داورش زهـراست
حــرامـزاده! مکــــن شیعـه را چنیــن تهـدید     کـه هـر کـه شیعـه بوَد یار و یاورش زهراست
چگـــونـه دیـــن رســـول خـــدا رود از دست     مگـــر نـــه دختــــر اســلامْپـرورش زهراست
کجــا ز نـامه و میزان و محشـرش باک است     کسی کـه نـامه و میزان ومحشرش زهراست
نبـی کـه عـاشق روی بـلال اوسـت بهشـت     بهشــت قــــرب خداونـــدِ اکبـــرش زهراست
علـی که بــازو شمشیـر و شیر یزدان است     مگــو سپـــاه نــدارد کــه لشگـرش زهراست
بـه دشمنـی کـه کند قصـد حملـه بر اسلام     خبــر دهید کـه اسـلام، سنگــرش زهـراست
خـوش آن بهشت کـه بـا بــوی او معطـر شد     خــوش آن فـــرشته کـه ذکرمکررش زهراست
سفـر کنید بـه یاسین که شهر فاطمه است     نظــر کنید بــه قــرآن کـــه کــوثرش زهراست
مقـــام و عـــــزت و قـــــدر و جــلال را نگرید     کـه بوسـه گاهِ نبـی دست دخترش زهراست
نبـــی حـــدیقـه نـــور و چــراغ، فاطمـه اش     علـی سپهــر کمــال است واخترش زهراست
علـی کــه حیــدر حـق بــود و حیـــدر احمد     اگر چه بی کس و تنهاست،حیدرش زهراست
گلــی کــه سیلی گلچیـن به او اصابت کرد     گلـی کـه دسـت ستـم کـرد پرپرش زهراست
زنــی کــه بهــر دفـــاع علــی چهــل نامـرد     به پیش چشم علی ریخت برسرش زهراست
کسـی کـه گشـت بـه دور علـی چـو پـروانه     چـو شمـع آب شـد از غصـه پیکرش زهراست
اگـر چــه غــصب شـده منبر علی «میثم»
خطـابه خوان و سخنگوی منبرش زهراست

بهارامامت 2 – غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : چهار شنبه 12 اسفند 1388
آخرین بازدید : پنجشنبه 29 شهریور 1397
تعداد بازدید کننده : 1659
دفعات مشاهده : 1725
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

"امیری حسین و نعم الامیر"با نوای حاج محمود کریمی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک