موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

ای مظهــــر الله تبــــــارک و تعــــالـی   در وجـــه خــــداییت خـدا کــرده تجــلا
آبــاء تــو پــــاکـان جهــان زاوّلِ خلقت   ابنــــاء تــو بــــه، از همــه تـا آخـرِ دنیـا
جـز تـو چه کسی دخت نبی،همسر حیدر؟   غیــــر از تـو کــه دارد شــرف ام ابیها؟
اوصـاف تـو زیباست، ولی از لب احمد   مــدح تـــو دهـد روح، ولـی بـا دم مـولا
تو وجه خدایی وعجب نیست که بیند   در روی تــو پیــوستـه علی روی خدا را
راضیــه و مرضیــه و صدیقــه و کــــوثر   زهـــرایی و زهــرایی و زهـرایی و زهرا
تـو کوثـری و ساقی تـو دسـت ولایـت   تـو جنت و یـک شاخـه گلت نخلۀ طوبا
پاکی بـه تـو نـازد که تویی مادر پاکی   تقـــوی بـه تو بالد که تویـی مظهر تقوا
مانند تومادر چه کسی زاده دومریم؟    یامثل تومریم چه کس آورده دوعیسا؟
عیسـی بــه دو عیسای تو نازد به سماوات   مــوسی بــه دو مـوسـای تـو دل داده ز سینا
هــم سینـــۀ تـو مرکــز اســرار الهـی   هــــم دامـــن تــو مدرسـۀ زینب کبـری
بر اهـل زمیـن سایـه فکندی ز کرامت
  ای خـــاکِ رهــت آبـــروی عــرش معلا
فــرش قـدمت وقـت عبادت پـرِ جبریل
  سجـــاده‌ات آغـــوش خــداونـد تعالـی
هـم سیـــرت قـرآنـی، در آیــۀ تطهیــر
  هـم صــورت فرقانــی، در سـورۀ طاها
در محضر تو ختم رسل، خواجۀ لـولاک
  هـم دست تــو بـــوسیده و هـم خاسته بر پا
مشتاقیِ بابـا شـده رو، تا تو کنی رو
  سـرو قـد احمـد شـده تا، دیده تو را تا
گـردیــد علـی محـو تماشـای خداوند
  هـر جـا گــل رخسـار تو را کـرد تماشا
والله چـه نیکــوست چــه نیکوست چـه نیکو
  آن خــــالـق یکتـــــا را ایــن بنــده یکتـا
آن احمد مرسل را، این دخـت گرامی
  آن شــاه ولایـــت را، ایــن همسـر والا
آن لؤلـؤ و مــرجان را، ایـن سورۀ مریم
  آن مصحــــف داور را، ایــن کـــوثـرِ زیبــا
بــر پایــۀ مدحـت نرســد تـا ابـدالدهر   هـر چنـد سخـن سرکشــد از بام ثریـا
ای بانـوی عالم چـه به روز تو گذشته   کین گونه کنی دردلِ شب،مرگ، تمنا؟
تشییـع تـو و دفـن تـو و قبر تـو مخفی   زین هر سه بود غربت یـک عمر تو پیدا
مـوی تـو سفیـد از غــم هجـران پیمبر   روی تـــو کبــــود از اثـــرِ سیلــیِ اعـدا
این غم به که گویم به که گویم به کـه گویم   یک شهر پر ازدشمن ویک فاطمه تنها
درخانه تو را گریه به بابا شده ممنـوع   جــا دارد اگــــر گــریــه کنـد بهر تو بابا
حق تو وحق علی این شد که بگویید   او درد دل خویش به چاه و تو به صحرا
گــویی بـدن ختم رسل روی زمین بود   امــت پــــی آزار تــــو گشتنـــد مهیــــا
بــودی تــو عـزادار و بـرایت عـوض گل   آورد عـــــدو هیـــــزم، از بهــــــر تسـلا
از مــــرکـز قــــرآن عــوض نـور فضیلت   دیـــدنـد خلایــق کـــه رود دود بــه بالا
این دود سرآورده بـرون از دل «میثم»
چون ناله که خیزد به فلک از دل مولا

صدف نبوّت 3 - غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : شنبه 4 اردیبهشت 1389
آخرین بازدید : شنبه 2 تیر 1397
تعداد بازدید کننده : 1210
دفعات مشاهده : 1233
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک