در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

کیستــم مــن فـاطمــه محبــوبـۀ جـان‌آفرینم           جنـــةالاعــلای قـــــربِ رحمــة للعـالمینم
لیلــةالقـدری کـه کس غیـر از خـدا قدرش نداند                معنــی «انـــا فتحنـــا»ی امیـــرالمـؤمنینم
مـــادر پیغمبــــران از شخـص آدم تــا محمّـد   بــــانوی مـلک خــدا در آسمــان‌ها و زمینم
از ازل پیـشــانــی تــوحیــد را بــودم ستــاره   تــا ابـد انگشـتــر ختــــم رســالت را نگینم
ذات حـق کـرده اراده تـا کـه باشد یک حسینش   ورنـه ریـزد تـا صـف محشر، حسین از آستینم
آن جنـاب مریـم عـــذرا و ایـن یکتـا مسیحش   این مـن و ایـن یـازده عیسـای عیسـا آفـرینم
راستـی رکـن همـه ارکـان عـالم کیـست؟ -حیدر   در حقیقـت مـن همــان رکن امــام راستینـم
این عجـب نبْــوَد چو پا در عرصۀ محشـر گذارم   عفــو جـوشد از یسـار و رحمـت آیـد از یمینم
سجــده و والشمس و واللیـل دخان و عـادیاتم   کوثر و تطهیر و قدر و فجـر و نـور و یـا و سینم
هم به سیـرت مصطفی فرموده در شـأنم«فداها»   هـم به صـورت گفتــه صــورت‌آـفرینم، آفرینم
درحقیقت عبدحق خـوانـده،سپس گویید مدحم   گـرچـه فــوق مـــدح خلــقِ اوّلیـن و آخرینم
گــاه می‌خـوانند حـورم، گـاه مـی‌گـویند انسان   هرچه بـاشم بهتـر از آن،هر چه هستم فوق اینم
عصمتم،زهـدم، عفـافـم، کعبـه‌ام، رکنـم، طـوافم   مـــام نفـس مطمئنـه، قلـب تقـوا، جان دینم
نی عجب گـر چشم حق در من بیند روی حـق را   نیستـم هـــرگـز خـدا امــا خــدا را جانشینم
مــرتضی در مـن خــدا را دید بـا چشم خدایی   مـن خـدا را دیــده‌ام هـر گــاه حیـدر را ببینم
شـب که همچون کـوکب دُرّی جمالم می‌درخشد   تـــا فــلک انــــوار ثــارالله خیـــزد از جبینم
هــم نبــــوت را یگــانه چشمــۀ عین‌الحیـاتم   هــم ولایـــت را فـروزان آیــت حــق الیقینم
بهتـریـن ســادات عالــم: چــار بـانـوی بهشتی   مـن میــان چـار سـادات بهشتــی، بـرتـرینـم
ایستــادم روی پــا چــون کوه، بر حفـظ ولایت   سیل اـر سیـلی زنـد،آن نیستـم کـز پــا نشینم
بستــه دسـت حــق زمــام آسمـان را در کمندم   کـوردل دشمـن کــه پشت در ستـاده در کمینم
این حمایت از علی، این ضـربه‌های دست دشمن   آن شـتـرار آتــش و ایـــن خطبـه‌های آتشینم
بـــا وجــود آنکــــه در راه علــی اولْ شهیـدم   پیـش‌تـر از مــن فـــدا گردیــد طفلِ نـازنینم
یـک مدینـه دشمــن و یــک خـانۀ آتش‌گـرفته   کـس نبـود آنجا بـه جز دیوار و در یـار و معینم
من کـه پیغمبــر «فـداها» گفت در حقم، همـانا   اولیـــن یــــار فــــداکـــار امیـــرالمؤمنینم
دسـت دادم لیـک بند از دست مـولایــم گشـود   تــا بـداننــد اهــل علــم حـامی حبل المتینم
من شدم نقش زمین، بـردند مـولا را بـه مسجد؛   آه یـــارب تــا قیــامت از امــامم شــرمگینم
من به یـاری علی «میثم» مقـاوم ایستـادم
شد خجل مسمـار آهن، پیشِ عـزمِ آهنینم

صدف نبوّت 3 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : شنبه 4 اردیبهشت 1389
آخرین بازدید : سه شنبه 30 دی 1399
تعداد بازدید کننده : 2199
دفعات مشاهده : 2290
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

صلوات مخصوص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

رسم اهل ادب/ اخلاص برای مداح استاد سازگار

رسم اهل ادب

نخل میثم / مروری بر زندگی و آثار استاد غلامرضا سازگار

قال الإمام الهادی علیه السلام

از خوبی بهتر، کسی است که خوبی می‌کند و از زیبایی زیباتر، کسی است که زیبا می‌گوید و از علم برتر، کسی است که دارندۀ آن است.

(البحار: جلد 78، صفحۀ 4،370)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک