قلبِ قلبِ قرآن فضائل صدیقه کبری سلام الله علیها

محیــط نامتنــاهی ز نــور شـد سـرشـار              مگــر ولادت ختــم رســل شــده تکـرار
سلام داده بــر ایـن جلـوۀ خـالـق هستی   قیــام کــرده بـر ایـن نــور، احمد مختار
خـدای عــزّوجــلّ کوثــری به احمـد داد   که قدر او را در «قـدر»، کـرده خــود اقـرار
گـرفت هسـتِ خـدا را خـدیجه از احمـد   چنانکه در ره حـق کرد هست خـود ایثـار
چگـونه فـاطمه را هستِ حـق نخوانم من   که بسته است به او هستِ حضـرت دادار
بدون فـاطمه گـردون ز هـم فرو می‌ریخت   بـدون فـاطمـه عالــم نمــی‌گـرفت قـرار
اگـر ز خـلقـت او دســت مـی‌کشید خـدا   قسـم بـه او که نمی‌داد نخـل هستی بـار
سلام خلـق بـه زهـرا کـه ذات حق بـه نبی   رسـانــده اسـت سـلام ورا هــزاران بــار
یکی به مـوی وی و دیگـری بـه روی، شبیه   از آن کننـد تفــاخـر، همــاره لیـل و نهار
بهشت وحـی ز انفـاس قـدس او سـرسبـز   دل نبـی بـه تـمـاشـای اوسـت باغ بهـار
فــدای خـــاک نیـــا و تبــــار او بایـــد   هـر آنچه بـودِ نیا و هر آنچه هست تبـار
چو بابِ خـانه او، جبرئیل خـواهد سـوخت   بــدون اذنـش اگـر در حـریــم یـابد بـار
اگــــر نبـــود تجــلای روی او، تـا حشـر   تمـام مـلـک خدا بـود همچنان شبِ تـار
بــه آهـــوان تتـــــاری خبــر دهید همه   که خاک مقـدم زهـرا کجا و مشک تتار؟!
جبین اوست منقش به نقـش یـا «قدوس»   حجاب اوست مـزین بـه ذکـر یا «ستـار»
تــوان جمـال خـدا را به چشـم دل دیـدن   ز نـــور عــارض او هــر کجـا بـــوَد آثار
رسـول گفـت «فـداها» بـه وصـف او، زیبد   کننـد خلق خدا جـان بـه مقـدمش ایثـار
کجـا نـوشتـن اوصـــاف او بــوَد ممـکن؟   بگــو شـونـد قلم شـاخـه شاخـۀ اشجـار
الا تــو مـام اولــوالعظـم انبیــا هـر پنـج!   الا تــو بانــوی سـادات بانـوان هـر چار!
جحیم، گــر تـو نگـاهش کنی حـدیقـۀ گل   بهشت، بـی نگهت بـوتـه‌ای بـوَد از خـار
بــه یـک نگــاه شــود زائـــر خــدا احمد   همین کـه می‌کند از مـاه عارضت دیـدار
حیــات مــا بـه ولای تـــو بــوده از آغـاز   وگـرنـه یکسـره بـودیـم نقـش بر دیـوار
دعای تو همه چون وحی، سر کشیده به عرش   نمـاز تــوست، تمـاشــای حضـرت دادار
اگــر چــه مــا ز خطــا از تـو دور افتـادیم   تو لطف و رحمت خـود را زما دریغ مـدار
گنـــاه عــادت مــا و کـرم سجیّــۀ توست   بیـا ز شانــۀ مــا کــوه جـــرم را بــردار
به بذل نان تو در عین ضعف جوع، سه شب   «ویطعمـــون علـی حبّــه» کنـد اقـــرار
شــب زفـاف کـه دادی لبـاس نـو بـه فقیر   کـرم به سجـده فتـاد و ز دست داد قـرار
تــو وجـه داوری و قـلبِ قــلبِ قـــرآنـی   تـو روح احمدی و رکنِ رکنِ هشت و چهار
هــزار مــرتبــه از تـــارک الصلــوة بتـــر   کسیکه بی‌تو کند سجده روز و شب بسیار
کـه گفتـه است مـزاری نــداری ای مــادر!   تو را همیشه در آغوش کبـریـاست مـزار
بگـــو تـــلاوت قــرآن کـننــد در کعبـــه   به لحن حضـرت داوود و چشـمِ گوهربار
قسـم بـه خــالـق کعبـه کـه بی‌ولای شمـا   همان تــلاوت قــرآن شــود شـرارۀ نـار
اگــر عـدوی تــو بـــاب و بـــرادرم باشد   بـه دوستیـت، ز بــاب و بــرادرم بیــزار
اگـر بـه روضــۀ رضـوان قـدم نهم هـر دم   هزار بــار ثنــاخوانمت چــو مــرغ هزار
بـه رب کعبـه قسـم، از عـذاب ایمن نیست   اگر که خصم شما بــر حـرم نهـد رخسار
بــه پــای نــاقـۀ تــو روز حشــر، یا زهرا   بـرات عفــو بـریزنــد از یمیــن و یسـار
همیـن کـه ناقۀ تو رو کُند به جـانب حشـر   شـود قیـامت، از رحــمت خـدا سـرشـار
به دوستـیِ تـو از منکـر و نکیـر چـه بـاک؟   بگــو دهنــد بــه قبــرم هـزاربار فشـار
خطابه‌هــای تــو قلـب مـدینـه را سـوزاند   تکـان نخــورد قلــوب مهـاجر و انصـار
علی کـه حصن حصین بـود حـی سـرمد را   به حفـظ خـانۀ او سینۀ توگشت حصـار
نخیــزد از دو لبـــم جــز صـدای یـا زهـرا   بـه دادگـاه الهــی چـو می‌شوم احضـار
اگر که ثبت شـود نام مـن بـه مصحـف تـو   جحیم را کنم از اشک شـوق خـود گلـزار
که جز تو نان به یتیـم و اسیـر بخشد و، خود   دهــان روزه کنـد بـا گرسنگــی افطــار
تمــام لِشکـر شیــرخـدا تـو بـودی و بـس   نه لشکرش، سپـرش بین آن در و دیـوار
نــه تیــغ پــورمــرادی، نه زخـم‌هـای احد   مصیبـت تــو بــرای علی بــوَد دشـوار
کتـــاب مستنــــدِ مـکتــبِ ولایــــت را   بـه سینـۀ تــو نوشتنــد بـا سرِ مسمـار
بـده اجــازه بـه شیعـه کـه در صـف محشر   ز قــاتـلان تـو یک‌یـک بـرآورنـد دمـار
از آنـکه کشـت تــو را پشـت در سـؤال کنند
  بای ذنــبٍ؟ پــاسخ بـده جنـایت کـار!
شـــرار آه تـو خیــزد ز سینــۀ «میثم»
اگر به شعله کشم عرش را عجب مشمار
 
صدف نبوّت 3 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : شنبه 4 اردیبهشت 1389
آخرین بازدید : چهار شنبه 1 خرداد 1398
تعداد بازدید کننده : 2820
دفعات مشاهده : 2932
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

مناجات ماه رمضان

سرود میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

مناجات ماه رمضان

قال الصادق علیه السلام

امام حسن علیه السلام در خلقت و سیرت و شرافت شبیه ‏ترین مردم به رسول خدا بود.

(الأرشاد: جلد 2، صفحه 5)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک