یا حسین علیه السلام

پــاره شـــود پیکــرت ای آسمــان                     خـاک زمیـن، بر سـرت ای آسمان
یکسـره نــابــود شــــوی آفتــاب     دود شـــوی، دود شـوی، آفتـاب
مـاه، فلـک، ستــارگان! خـون شوید     مـلایک از بهـشت بیـرون شـوید
فـرشتگاه آسمــان فــرشتگان، آه آه     شمـر، روان گشتـه سـوی قتلگـاه
فــاطمه سـر تـا بـه قـدم، سـوختـه     چشــم بـــه قتلـگــهِ او دوختـه
فـاطمه بــر حسین خـود، دعــا کن      اشــک فشـان خـدا خدا خدا کن
دسـت گشــا و بــه ختتدا دل ببنـد     آه بکــش راه بــه قــاتـــل ببند
خنجـر قـــاتل، تـو چـه بی حیــایی     تشنــۀ خــونِ حجّــت خــدایی
سنــگ کـجــا؟ آینـــۀ جـان کجــا     چکمه کجـا؟ سینـــۀ قـرآن کجـا
خنـجــر قــاتل و دل سنــگ اوست     محاسن حسین، در چنـگ اوست
خـــاتـــم انبیـــا بگــویم، چـه شد     سیّـد اوصیــا بگــویم، چــه شد
حضـــرت صـدّیقــه، خـدا خـدا کرد     شمـر سـر حسیـن، را جـــدا کرد
گشتــه عیــــان، نشـــانـۀ قیـامت     اهــل حـــرم، ســر شما سلامت
صــدای «یـــا حسیـن» را بشنــوید     همــه، مهیـــای اسیــری شـوید
حنجــر تشنـه نهــری از خـون شده     شمـــر ز قتلگــاه بیـــرون شـده
فـاطمه، مــاهت قمـــر نیـزه‌هاست     سـر حسینت، بـه سر نیـزه‌هاست
سر بـه سر نیزه به تـاب و تـب است     نگــاه او به خیمــۀ زینــب است
یک نگهش به مـادرش‌ فـاطمه است     یک نگهش به جانب علقمه است
صورتش از خون جبین، خضاب است     بـر لـب او صــدای آب آب است
بـر سـر نـــی، ذکـــر خـدا بـر لبش     قتلگه است و اسب بی صـاحبش
مـــردم کــوفه! چــه لئیـم و پستید     همـه حقیقت‌کُــش و زر پـرستید
پـــردۀ حـــرمـت نبــی، دریــدیـد     ســـر از تـن حسیــن او بـریدید
چـــرا بـــه روی اســب‌ها نشستید     سینــۀ او را ز جفــــا شکستیــد
چقـدر پسـت و بـی حیــا و بــدیـد     چــرا بـه خیمه‌هـایش آتش زدید
اگـــــر شمــــا حسیــن را دشمنید     چـرا سکینــه را کتــک می‌زنیــد
در وسـط خیـمـــۀ افــــــروخـتـه     بــه قــــول آن شـاعر دلْسـوخته
طفــل سـه ســاله کــه کتـک ندارد     او کــه قبـــالــۀ فـــدک نــدارد
فــاطمه را بــه خــویش، واگـذارید     بــه گــوشواره‌اش چـه کـار دارید
وای خـدایــا! نفسـم، شــراره است     هـدف اگــر غـارت گوشواره است
چـه شـد کـه گـوشـواره را کشیـدید

گـوش ورا، چــو قلــب او دریدید
«میثم» از این شعله که افروختی
جـان بنـی فـاطمه را ســوختی

یک ماه خون گرفته 4 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 آبان 1389
آخرین بازدید : چهار شنبه 20 آذر 1398
تعداد بازدید کننده : 1893
دفعات مشاهده : 1956
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود میلاد امام حسن عسکری علیه السلام

نوحه حضرت معصومه سلام الله علیها

سرود آغاز امامت امام زمان (عج)

سرود میلاد نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلوات الله علیه

قال الصادق علیه السلام

کسی که در پی برآوردن نیاز برادر مؤمن مسلمان خود باشد، تا زمانی که در فکر نیاز اوست، خداوند در پی (برآوردن) نیاز وی باشد.

(أمالی‌طوسی: 97/147)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک