در مصیبت رسول خدا صل الله علیه واله وسلم

مـدینه، چــه کـردی رسول خدا را      گـــرفتی ز مــــا خـــــــاتم‌الانبیــا را
چـه بیــدادگر بود، این چرخ گردون     که خاک یتیمی،به سر ریخت ما را
دریغـا! کـه روح دعا، رفت در خاک     گـــــــرفتند از مـــــــا روان دعـــا را
به ســوگ محمّـد، بگــــریید، یاران     کـــه زهــرا ببیند، سرشک شما را
بیــــارید گــــل بــــر در بیـت زهــرا     کـــه هـم‌درد بــاشید، خیرالنسا را
الهـی الهــی کـــه اهـــل مدینــه     نبیننـد، تنهـــــایــــی مــــــــرتضا را
الهـی نبینـــم کــه زهــرا به صحرا     دهـد آب بـــا اشـک خود نخل‌ها را
مبـــادا کـــه در بیـــت وحی الهی     بــــدون طهـــــــارت، گـــذارید پـا را
ببــوسید، روی حسین و حسن را     تسـلّا دهیـد ایـن دو صـــــاحبْعزا را
خدا را چه شد،آن طبیب دو عـالم     کــــه آورد، بــر زخـم‌ جان‌‌ها، دوا را
نــه لب بر گلــوی حسینش نهاده     نــه بــــوسیده لعـــل لب مجتبــا را
سلامی نداده است، براهل‌بیتش     زیــــارت نکــــرده است، بیت‌الولا را
زنــان مدینـه، چـو جـان در بر خود     بگیــــرید، دخــــت رســــول خدا را
مبـــادا مبــــادا، گــــــذارید تنهــــا     در ایـــن روزهـــا، عصمـت کبــریا را
زنــــان مدینـه، بـــه جــــان پیمبــر     بگــــویید اســـــرار ایــــن مــاجرا را
چـرا شعله از بیت زهرا بلند است     ببینیـد، آتـــــــش زدند آن ســـرا را
دریغـا! دریغــا! کـه در پشت آن در     شکستنـد، ار کـان ارض و سمـا را
بیــــایید، در آستـــــــــــان ولایــت     کــــه کشتند، ریحـــانة المصطفا را
خطـــاکـار، آن بــود، ای اهل عالم     کــــز اوّل رهــــا کــــرد، تیر خطا را
خــــدا را در بیـــت تـوحید و آتش؟     یهــــودند ایـن جــــانیان، یـا نصارا؟
یهــــود و نصـــارا بــــه پیغمبر خود     روا داشت کـی ایـن چنین ناروا را؟
کسی کـو زند، لطمه بر روی زهرا     بـه قـــرآن کـــه کفرش بود آشکارا
نـه سهمی، ز قرآن و اسلام دارد     نه دیده است،یک لحظه رنگ حیارا
نـدیده است، پیغمبری، جز محمّد     ز امّـت، چنین ظلـم و جور و جفا را
شــــراری، ز بیـــت‌الــــولا رفت بالا     کـه بگــــرفت در کــام خود کربلا را
عـــدو، آتشــــی زد به بیت ولایت     که بگرفت، تا حشر، دودش فضا را
زمـام سخن را نگهدار «میثم»
که آتش زدی، قلب اهل ولا را

یک ماه خون گرفته 4 - غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 آبان 1389
آخرین بازدید : یکشنبه 25 آذر 1397
تعداد بازدید کننده : 2178
دفعات مشاهده : 2238
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

مناجات آتش مهر/ اجرا: حسین فتحی/ شعر: استاد سازگار

حضرت زینب(سلام الله علیها)/شعر و اجرا؛ احمد بابایی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک