در مدح حضرت رسول‌اکرم صل الله علیه واله وسلم

دست غیبِ غیب امشب پرده از رخ برگرفت            نـور او تــا مــاوراءالملک را در بـر گرفت
روی نـاپیدای خـود را فاش در آیینه دید     پرده چون ذات خدارا روی پیغمبـر گرفت
منظــر حسن خـدا تــابید در کـلّ وجود     دل ز هر پیغمبری این دلـربا منظـر گرفت
توبــۀ آدم نـه تنها گشت با نامش قبول     سرگذشتی شد که عالم زندگی از سرگرفت
پیشتــر از بـــامداد هفــده مــاه ربیع     آفتـابی در زمین از آسمـان دل بـر گرفت
ذره‌ای از مهر رویش را چو بر آن بذل کرد     جلوه‌ای کرد و جهـان راخسروِ خاور گرفت
با تمـاسش ریـگ صحـرا را دُر نایاب کرد     بـا نگاهش از درون سنگ نخـلِ‌ ‌تر گرفت
با غـلامش می‌توان زر کرد کـوه سنگ را     از گدایش می‌توان یک آسمان اختر گرفت
تا نگهدارد بـه دامــان اختران خویش را     آسمان دست توسلّ سوی آن سـور گرفت
جـرأت پرواز را بـا حضرتش از دست داد     گـرچه جبـریل از ملایک اوج بـالاتر گرفت
معجـز پیغمبـران در پنجۀ سلمان اوست     زهـد عیسی در کلاس درس او بوذر گرفت
مرتضی در بدر یاری از رسول‌الله خواست     مصطفـی در فتـح خیبـر دامن حیدرگرفت
بـا دم او «لافتـی الا علی» جبـریـل گفت     بــا دعـای او علـی شمشیـر از داور گرفت
بـا رخ زهـرای او چشم ملایک نـور یافت     از دم دامــاد او جبـریـل بـال و پـر گرفت
یک نگه در فتح خیبـر بر علی کـرد و علی     بـا دو انگشت یـداللهـی در از خیبـر گرفت
ذکر بر لعل لبش پیش ازولادت بـوسه زد     حمد از فیض دهـانش روح بـر پیکر گرفت
گـوهری یکدانه در انوار حق پـوشیده بود     «رحمةٌ للعالمین» شد، از خدا «کوثر» گرفت
آسمان تـا بـا بلالش لاف یـک رنـگی زند     صبـحِ خلقـت، آبـرو از رنـگ نیلـوفر گرفت
بـاغ جنّت بـود از اوّل عـاشـق مقـداد او     کـز خـدا بر دامن خود این‌همه زیـور گرفت
بــاید از آیــات قـرآنش دُرِ توحید یافت     باید از دریـای نـورش تـا ابـد گـوهر گرفت
دانش عـدل و مسـاوات و کمال و علم را     بـاید از این مکتـب و از این پیـام‌آور گرفت
نجلِ عمران با یدِ او قلب دریـا را شکافت     پـــــورِ آذر بــــا دم او لالـــه‌ از آزر گرفت
لحظه‌ای بگذاشت لب برروی چشمان علی     چشـم آن مـولا شفـا در غــزوه خیبر گرفت
نقـش تصـویر محمّد را میـان جـام دیـد     هر کـه از دست امیـرالمؤمنین سـاغر گرفت
یـا محمّد ای وجـودت «رحمـة للعالمین»     ای که باغ رحمت از فیض تو برگ و بر گرفت
کیستی تو کز وصیّ‌ات ذات«رب العالمین»     «انّمـا» در شـأن او فــرمود و انگشتر گرفت
آسمان دور سر مقداد و سلمان تـو گشت     آفتــاب از خــاک راه قنبــرت افسـر گرفت
نــام نیکـوی تو را بنْـوشت با دست خدا     تــا قـلـم روز ازل گلبوسـه از دفتـــر گرفت
آنچه «میثم» گفت در وصف تو حرف او نبود
درِّ مضمــون از تــو از آغـــاز تـا آخر گرفت

 

بهار امامت 3- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : چهار شنبه 20 بهمن 1389
آخرین بازدید : یکشنبه 25 آذر 1397
تعداد بازدید کننده : 2010
دفعات مشاهده : 2162
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

مناجات آتش مهر/ اجرا: حسین فتحی/ شعر: استاد سازگار

حضرت زینب(سلام الله علیها)/شعر و اجرا؛ احمد بابایی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک