ورود به شام (نوحۀ چهارم)

ای شامیان من زین‌العابدینم     فرزند طا و ها و یاء و سینم
ریحــــــانــۀ امیـــرمـــؤمنینــم     حقیقـت قـــرآن، تمـام دینم
انا ابن فاطمة الزهرا

من نور چشم مکه و منایم     من یادگار زمزم و صفایم
سـلالــــۀ خــاتــم انبیــایم     من پسـر علـی مـرتضایم
انا ابن فاطمة الزهرا

مـــن پســر قتیـــل نینـوایم     من پسـر شهیـد کربلایم
من پسر حسین سرجدایم     مـن پسـر ذبیـح بالقفـایم
انا ابن فاطمة الزهرا

باب مرا لب‌تشنه سر بریدند     سینـۀ او را بــــا سنــان دریدند
بـــانگ اناالغـریب او شنیدند     باقتل صبر اورا به خون کشیدند
انا ابن فاطمة الزهرا

بـــر او جفـــای بی‌شماره کردند     بانیزه برزخمش اشاره کردند
حمله به هرزخمش دوباره کردند     اعضای او را پاره پاره کردند
انا ابن فاطمة الزهرا

بــــر قتــل او کمـــر زکینه بستند     پیشانیش را از جفا شکستند
باچکمه روی سینه‌اش نشستند     قلـب وِرا از تیــر کینـه خستند
انا ابن فاطمة الزهرا

من دیدم اعضای ز هم دریده     من دیده‌ام جسم به خون طپیده
مـن دیده‌ام هجده سر بریده     مــن دیـــده‌ام اطفــال داغــدیده
انا ابن فاطمة الزهرا

من دیده‌ام بر چهره‌ها نشانه     از سیلی و از سنگ و تازیانه
من دیدم آتش می‌کشد زبانه     از دامـــن یـــک طفـل نازدانه
انا ابن فاطمة الزهرا

خـون جگر از دیدۀ ترم ریخت     برغربت من اشک خواهرم ریخت
در کربلا گل‌های پرپرم ریخت     آتــش ز روی بـام بـر سرم ریخت
انا ابن فاطمة الزهرا

تیـــر الـــم بر قلـب نـه فلک خورد     سنگ جفا بر سینۀ ملک خورد
وقتی به زخم سینه‌ام نمک خورد     که عمه مثل مادرم کتک خورد
انا ابن فاطمة الزهرا

مسافران صفر(2)- غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : شنبه 23 بهمن 1389
آخرین بازدید : چهار شنبه 5 تیر 1398
تعداد بازدید کننده : 1390
دفعات مشاهده : 1411
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه شهادت حضرت حمزه علیه السلام

نوحه تخریب قبور ائمه بقیع

ناد علیا مظهر العجائب / آلبوم امیر عشق

نوحه شهادت حضرت علی علیه السلام

قال الهادی علیه السلام

وقتی یکی از اهالی ری خدمت امام هادی علیه السلام مشرّف شد، حضرت پرسید: کجا بودی؟ (آن مرد گوید:) گفتم: به زیارت حسین علیه السلام رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم را در شهر خودتان زیارت کنی، همچون کسی هستی که حسین‌بن‌علی علیه السلام را زیارت کرده باشد.

(میزان‌الحکمة: 2860)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک