موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح حضرت ام‌البنین سلام الله علیها

ســلام مــا بـه تـو ای هــاجر چهار ذبیح   درود مــا بــه تـو ای مریم چهار مسیح
سپهــر نــورفــروز ســه اختـر و یـک ماه   عجـب نـه خـوانم اگــر مادرت به ثارالله
ســـلام بـر تو و ابنــاء و شــوهرت مادر!   بــه عطــر دامـــن عبـــاس‌پرورت مادر!
ادب بـــه قـــامت زهـــرایی‌ات قیـام کند   وفـــا بـه غیـرت عبــاس تـو سلام کند
ســلام زینــب کبــــرا و حضـــرت سجّاد   بــه خـــون پــاک بنین تـو پاک مادر باد
اگــر چــه بــا همــه گفتی کنیز زهرایی   بـه چشــــم آل محمّـد عــزیـز زهرایی
تـو بعـد فاطمـه در بیـت وحی فاطمه‌ای   تـــو آسمـان ادب را همیشـه قائمه‌ای
بـه نفس پـاک محمّد تـو همدمـی مادر!   مسیح عشق و ادب راتو مریمی مادر!
بهـشت شیفتــــۀ چـــــار لالـــۀ یــاست   کلیـد بــاب‌حــوائج بــه دست عبّـاست
مــــزار تــــــوست کنــار مــزار چـار امـام   کــه چــارمــاهِ تمـامت به خون نشست تمام
ســر ارادت ایـن هفت اب به خـاکت باد   چهــــار ام بــــه فــدای بنین پاکـت باد
مگـر بـه گوش پیام خـدا ز غیب شنفـت   کــه مــادر اسم تـو را از نخست فاطمه گفت
هــزار قافلــــه دل پـــای‌بسـت فــرزندت   نشـــان بوسـۀ مـولا بـه دست فرزندت
تــو جــان پـاکـی و عبّــاس، پـارۀ تــن تو   ستـــاره ریختــه زهــرا به مـاه دامن تو
حسین راکه بسی داشت درکنارشهید   به جزتو نیست کسی مادرچهارشهید
به چارماه خود اشکی نریختی ز دوعین   گریستـی بـه حسین و گریستـی به حسین
اگـــر تـــو نــــام نبـردی ز شاخـۀ یاست   گـــریست دیــدۀ زهــرا بـرای عبّـاست
الا تمـــام وجــــودت پــر از نـوای حسین   بــه گـــریه نـایبۀ الزینبی بـرای حسین
روایـــتِ عطـــشِ کـــربلاست در اشکت   ســلامِ گــریه‌کنان حسین، بــر اشکت
ســرود زخــم گلـــوی حسیـن، ورد لبت   خلــوص زینـب و عبّــاس در نماز شبت
شبی که چشم حسین اوفتاد برپسرت   فشــاند نـور ز خورشیدِ چهره بر قمرت
نگـــاه نــــافـذش اظهـــار کـــرد بی‌پرده   کــه بهـــر شیـــرخـدا شیرِ شیـر آورده
هــر آنکـه روی ورا دیــد، این ندا سر داد   دوبــاره حضــرت زهـرا حسین دیگر زاد
تو مــادر شهـدا، همـسر علـی هستی   هزار حیف، غـریبانه چشم خود بستی
خــزان رسیــد چــو بــر بـرگ لالۀ یاست   نبود،جعفر و عثمان و عـون و عباست؟
سپهـر و مهر و مه و کوکبت کجا بودند؟   علی،حسین،حسن،زینبت کجا بودند؟
همــاره ریخت بـه رخ از دو دیده، یاقوتت   اگـــر بـــه دوش غریبانـــه رفـت تابوتت
دگـــر بــــه پیکـــرت آثـــار تـــازیــانه نبود   دگــر مـــراسم تشییـع تــو شبانه نبود
تـــو داغـــــدار شهیــد کنـــار علقمـه‌ای   همیشـه فــاطمه بــودی همیشـه فاطمه‌ای
نگه بـــه خــــاطـر ذریــۀ بتولم کن
مرا که «میثم» آلوده‌ام، قبولم کن
تاریخ ارسال : شنبه 27 فروردین 1390
آخرین بازدید : شنبه 31 شهریور 1397
تعداد بازدید کننده : 2040
دفعات مشاهده : 2102
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 
قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک