در ولادت حضرت رضا علیه السلام

مــه ذیقعــده! چــو خورشیـــد مقـام آوردی       کـه شب یازدهــم، مـــاه تمـــام آوردی
«چه مبارک سحری بود وچه فرخنده شبی»     کـه درخشیدی و با خویش، امام آوردی 
مرحبــا! رحمت حــق بــاد بـه تـو ای مـه نور     کـه بــرای همگـان رحمـت عــام آوردی
مظهــر حسـن خـدای ازلی آوردی
جان عالم به فدایت که علی آوردی

دیده بگشای که امشب شب دیدار رضاست     وسعت ملک خــدا غــرق در انـوار رضاست 
صحنه در صحنه جهان گشته خیابان بهشت     صفحه در صفحه زمین یکسره بازار رضاست
سینه ی اهــل تــولا شــده صحــن رضــوی       دل بسـی قافلــه در قافلــه زوار رضــاست 
طور موسای محمد شجر آورد امشب  
نجمـه بر آل محمـد قمــر آورد امشب 

این پسرکیست که بر کل خلایق پدر است      پای تـا سـر همه آیینه ی خیـرالبشر است 
این پسرشمس‌شموس است خدا می‌داند      این پسر از همه خوبان جهان خوب‌تر است
گوهـر نُـه یـم نــور اسـت و یــم چــار گهــر      هشتمیـن حجـــت ذات احــد دادگــر است 
به قد وقامت و حسن وخط وخالش صلوات
بـه جلال و به کمـال و به جمـالش صلوات 

جلـوه ی ذات الهـی بـه جـلالش پیداست     هرچه حسن است به مرآت جمالش پیداست
عالـــم آل‌ نبـــی مخـــزن اســـرار خـــدا      کـه کمـــال ازلیـت بــه کمــــالش پیــداست
هر چــه پیغمبــر و زهــرا و امامـان دارند       همــه در آینـه ی خلــق و خصـالش پیداست 
لحظه‌لحظه زکفش معجزموسی خیزد
نـه عجـب کـز دم او روح مسیحـا ریزد

مــاه و خورشیــد بــه دور حـــرم او گــردد     ای خوش آن روز که دست کرمش رو گردد 
با وجودی که زمام دو جهان در کف اوست      ایـن عجــب نیـست اگــر ضـامن آهو گردد
تـا ابــد منقبتش را نتــوان گفـت و نوشت       گــو فلـک صفحــه، مـلک نیـز ثناگو گردد 
شهریاری که شفیق است شفیق است شفیق 
بـــا گدایـــان در خــویش، رفیـــق اسـت رفیــق  

کشــور مـاست پناهنــده بـه ظل حرمش      آفرینـش همــه سیــراب ز بحــر کــرمش
بی‌وضــو راه نبایــد بــه خراســان پیمــود     که نشسته است براین خاک،غبار قدمش 
حاجــت ار داری بــر بـاب جــوادش رو کن     به جـوادش بــده بر باب جوادش قسمش
رحمت واسعه‌اش بر همه گردد نائل
دست خالی ز درش بازنگردد سائل 
 
بی‌تــولای رضــا، دیـن همــه تکفیـر شود      کـرم اوست کـه هـر لحظـه جهانگیر شود
دوست مرهون کراماتش اگرشد نه عجب     دشمن ازسفرۀ لطف و کرمش سیر شود
نفســش لالــــه بــــرآرد ز شــــرار دوزخ      نقش شیــر از نگـــه ناـفذ او شیـر شـود 
هرکـه آیـد به سوی پنجرۀ فولادش
ملک از عرش شتابد به مبارک‌بادش

ای طـــــواف حـــــرم‌الله بــــــه دور حــــرمت     چشــم اربــاب کــرم بــاز به دست کرمت 
بس‌ کــه داری کــرم و جــود - خـدا می‌دانـد-       خلــق گردنــد اگـر بر تو گدا، هست کمت
این عجب نیست که یک آن دوجهانش بخشی     دهد ای جان جهان هرکه به زهرا قسمت 
بــدم امــا ز تــــو دوری نتـــوانم مولا 
به جوادت قسم از خویش مرانم مولا 
  
عرشیـان خــادم روز و شـب ایــوان توانـد     خاکیـان قبضـه‌ای از خـاک خراســان تواند
سربلنــدان همـه جاروب‌کش صحن عتیق      دستگیـران جهـان دست بـه دامــان تواند
آسمان است و زمین سفرۀ احسان شما      دور و نزدیـک نــدارد همــه مهمــان تواند
ملک‌العرش رهیــن کرم توست رضا  
وسعت ملک الهـی حرم توست رضا 

من اگـر خـارم از آب و گـل ایــن گلـزارم      هرچه هستم حق همسایگی گل دارم  
نفسـم بـــوی گلستــان شمــا را دارد     از شمـا نیستــم امـا ز شما سرشارم  
گــو دو صـد بــار بگیرنـد سرم را از تن     کافــرم دسـت اگـر از دامنتـان بـردارم 
مانـده بـار گنهـم بـر سـر دستم مولا
«میثم»کوی شما بوده و هستم مولا

 صیام تا قیام 4 – استاد سازگار

تاریخ ارسال : دوشنبه 17 مرداد 1390
آخرین بازدید : پنجشنبه 28 شهریور 1398
تعداد بازدید کننده : 2048
دفعات مشاهده : 2171
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه خبر داغ با صدای شهروز حبیبی

محمود کریمی/ شعری برگرفته از یک ماه خون گرفته 13

محمود کریمی/نوحه‌ای برگرفته از یک ماه خون گرفته 12

شام غریبان.بیت رهبری/ محمود کریمی. شعر: استاد سازگار

قال زین العابدین علیه السلام

هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین (ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونه‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد.

 (میزان‌الحکمة: 4265) 

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک