حمله آغاز

سینه‌هـا مانده پـر از نـالـۀ نشنیـده هنوز
مانده خورشید ز غـم رویْ خـراشیده هنوز 
اشک خونین همه را می‌چکد از دیده هنوز 
بـدن ختـم رســل دفـن نگردیــده هنوز             
چرخْ آبستن بیــداد ز بیـداد شــده
حمله بر مرکز عدل وشرف و داد شده

خلـف شــوم سقیفـه، حَکـمِ نـامشروع
سر برآورده و بیـدادگـری کـرده شــروع
یافتــه فتنــۀ او تــا ابدالدهـــر شیوع
کینه‌توزان همه در محضر او کرده خضوع             
رفته از یاد همه خاطــرۀ روز غدیـر
همه در سلسله دیو هوا گشته اسیر

تیرگی آمده انـوار جلـی را ببــرد 
از میـان آینـــۀ لم‌ یزلـی را ببـرد 
از دل خلق، تـولای ولـی را ببــرد
باطلی آمـده تـا حق علی را ببـرد                
شهر با این خلف شوم،هم آغوش شده
وحی، بیگانه و توحیـد، فرامـوش شده

که گمان داشت که امت ز پیمبر ببُرند
در هجوم عطش از ساقی کـوثر ببرند
دل ز تطهیـر و ز صدیقـۀ اطهـر ببرند 
قبلـه را روی بـه قبله ز جفا سـر ببرند               
یار دشمن شده و پشت به مولا بکنند
حمله بر بیـت خـداوند تعالــی بکنند

جانشین نبی آن است که جانش باشد
«هل اتی» در گـرو قرصــۀ نانش باشد 
آیـۀ «بلِّغ» و «تطهیر» به شـانش باشد 
فتح بـدر و احد و خیبـر از آنـش باشد            
خصم را نیز بر این نکته بسی اقرار است
کـه علی یـاور یـار است، نه یار غار است

آنکه پیوسته خدا دید و خدا دید علی است
آنکه یک آن به خدا شـرک نورزید علی است
آنکه حق دور سرش یکسره گردید علی است
آفتابی کـه درخشیـد و درخشیـد علی است    
نه فقط عـالم و آدم بـه علی می‌بالد
به خدا ذات خدا هم به علی می‌بالد

پـای اغیـار کجـا و حـرم یـار کجا 
خانـۀ وحی کجا و شـرر نــار کجا 
سینـۀ حور کجا و در و دیـوار کجا 
بازوی بسته کجـا، حیدر کـرار کجا              
حرم امن خـدا در شــرر آتـش بود
پشت در صورت زهرا سپر آتش بود

بـاغ، پامال خزان گشت و فدا شد محسن
میـوۀ نـورسِ از شاخه جـدا شـد محسن
سپر سینـۀ نـامـوس خــدا شــد محسن
حقش از ضرب لگد سخت ادا شد محسن         
نه فقط در صـدف آن در گران را کشتند
بلکه یک سوم سـادات جهـان را کشتند

زین ستم دست عدو تا صف محشر شد باز
تــا ابـــد کشتــن اولاد علـی شــد آغـاز
بــه خدایــی خــدای احــد بنــده‌ نــواز
سر کشیـد آتـش ایـن فتنه ز دامـان حجاز        
نه فقـط خانـه ام‌النجبــا را ســوزاند
حـرم محتــرم کـرب و بـلا را سوزاند

چـه بگـویم کـه بــه اولاد پیمبر چـون شد 
پـس از آن کـشتن اولاد علـی قــانون شد
دامـن دهــر ز خـون همگـان گلگـون شد 
آسمان، اشک‌فشان، خاک، محیط خون شد          
بشنوید ای همۀ امت اسلام به گوش
نـالۀ فاطمه تـا حشـر نگردد خاموش

بـا چنیـن کشتـه شـدن آل پیمبـر زنــده است 
خـط سرخ علــوی تـا صف محشـر زنـده است
شیعه زنده است، همان‌گونه که حیدر زنده است
کــافـراننـد همـه ابتــر و کــوثــر زنــده است          
ای به جان و تنتـان بــاد درود و صلـــوات
نظم «میثم» همه از خون شما یافت حیات

 

بهار امامت 4- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : شنبه 23 آذر 1392
آخرین بازدید : یکشنبه 18 آذر 1397
تعداد بازدید کننده : 1833
دفعات مشاهده : 1887
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

فرصت ها و آسیب های مداحی از زبان استاد غلامرضا سازگار

حضرت زینب(سلام الله علیها)/ شعر و اجرا؛ سعید بیابانکی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک