یا فاطمه سلام الله علیها

تـو کیستــی؟ تمـــام بهشـت پیمبـری   نه! از بهشت هم به مشامش نکوتری
گفتــم تو مـادر حسنینی ولی درست   دیـــدم همـــه پیـــامبـران را تــو مادری
گفتــم شبی مقایسه‌ات بـا علی کنم   دیدم علی سر از تو و تو از علی سری
پـــاکیــزه‌تــر ز آیـــــۀ تطهیــــر دیـدمت   صـدیقه، زهـره، فاطمه، زهرای اطهری
ز آغـاز عمـر هرچـه سرودم بـرای تو
مضمون تازه داده به طبعم خدای تو

****  

هر همسری که حامی حیدر نمی‌شود   هــر دختـری کـه مـام پیمبر نمی‌شود
گــر خلـق آسمان و زمین مدحتت کنند   تفسیـــر کــاف سـورۀ کوثـر نمی‌شود
نقــش جبین نـــاقۀ نـــورت روایتـی‌ست   محشر بدون فاطمه محشر نمی‌شود
مریم اگرچه مـادر عیسی‌بن‌مریم است   هـــرگز بــه زینـب تـــو بـرابر نمی‌شود
نوری که نور گشت از او ابتدا تویی
قـرآن روی دست رسول خدا تویی

****  

حــق داده بـــر ائمـــه مقــــام امـامتت   زیبـــا بـــود لبــاس ولایــت بـه قامتت
آدم تـو را همین که به قصر بهشت دید   گـــردیـد محــو قدر و جلال و کرامتت
هــرجا قدم گذاری و هرسو که پا نهی   قلـب محمـــد اســت محــل اقــامتت
دوزخ شود به یک نفس ناقه‌ات خموش   بـاب جنـان گشـوده شود با ز عامتت
لطف و عطات بیشتر از ظرف عالم است
خـورشید بــا تصدق تو کم ز درهم است

**** 

بیـت گلیـن تو کـه پناه دو عالم است   در چشم ما عظیم‌تر از عرش اعظم است
بــا آن همــه زیـــادی لطـف و عنایتت   گر اِنس وجان شوندگدای درت کـم است
کـفر ار نبـود در سخنـم فـاش گفتـی   زهراست بنده‌ای که خدای مجسم است
وقتی حسین چهره به پای تومی‌نهد   وقتـی کـه در حضـور تــو قد پدر خم است
ما را دگر کجاست زبان ثنای تو؟
بایـد خدا قصیـده بگـویـد برای تو

****  

روزجزا حکومت محشـر به دست توست   عمامــۀ شـریف پیمبر به دست توست
دنــدان مصطفــی کــه بــه جنـگ احدشکست   زخــم جبیـن ســاقی کوثـر بـه دست توست
پیراهن حسین که جسمش برهنه ماند   خون گلوی نازک اصغربه دست توست
بــا ایـن همـه، دو دسـت علمــدار کربلا   اعضـای پـاره‌پارۀ اکبر به دست توست
فوج ملک بسی به یمین و یسار توست
جبــریل و صــدهزار ملک در کنار توست

****  

ای مـادر حسین بـه جـان حسین تـو   ماییــم جــزو گـریـه‌کنـان حسین تو
ما را بگیـر دست که عمری گریستیم   بــا یــاد لاله‌هــای خـزان حسین تو
از چشم ما که چشمه‌ای از رحمت خداست   بـوده روانــه اشـک روان حسیـن تو
از طفلی و جـوانی خود اشک ریختیم   بر طفل شیرخوار و جوان حسین تو
یک عمر بر حسین تو هردم گریستیم
در پـای اشک‌نامـۀ «میثـم» گریستیم

صدف نبوت 5 – غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : پنجشنبه 17 فروردین 1391
آخرین بازدید : شنبه 24 آذر 1397
تعداد بازدید کننده : 1804
دفعات مشاهده : 1893
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

مناجات آتش مهر/ اجرا: حسین فتحی/ شعر: استاد سازگار

حضرت زینب(سلام الله علیها)/شعر و اجرا؛ احمد بابایی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک