موسسه هنر و ادبیات هلال

چهارم


بانوی پاکِ دینی 
زهرا تو بهترینی 
از خوبی تو طاها 
می‌گفت من «فداها» 
ای جبرییل با تو 
صبر جمیل با تو 
جایت همیشه در صدر 
لیلای لیلة القدر 
ای نور رفته بالا 
از شاخسار طوبا 
ضلعِ تو منکسر شد 
عطر تو منتشر شد 
ای چشمۀ تولّا 
ساقی توست مولا 
از اشکت ای گل یاس 
یک مشت برد عباس 
مَشکی که خالی‌اش هم 
سیراب کرد عالم 
صد کهکشانِ آبی 
نذر شماست بی‌بی! 
جبریل در تکلم 
در محضر تو خانم! 
مولاست سر به زانو 
از دوری تو بانو! 
شد قوم، شعبه‌شعبه 
بعد از تو، قلبِ کعبه! 
شوق نبی، نگاهت 
چشم علی به راهت 
خون خدا حسینت 
بر عالم است، دینت 
آه ای تو مصحفِ رب 
پیغمبرِ تو: زینب 
خورشیدِ رفته در ابر 
بانوی مخفی القبر 
ای صاحب صحیفه 
ای مبطل سقیفه 
ماحیِ جبت و طاغوت 
بانوی قصر یاقوت 
زهرا تویی و از هر 
اختر تویی تو ازهر 
ای اشکِ تو شبانه 
تسبیحِ دانه دانه 
شب، طرح شوم آورد 
ظلمت هجوم آورد 
در پشت در تو بودی 
در را نمی‌گشودی 
فریاد می‌زدی: آه 
انّی اعوذ بالله 
اینجاست بیت خاتم 
دارالسلام عالم 
جان و دل من اینجاست 
کی جای دشمن اینجاست 
بر شعله‌های فریاد 
آتش جواب می‌داد 
خورشید شعله‌ور بود 
دیوار بود و در بود 
گیسوی حور می‌سوخت 
آیات نور می‌سوخت 
پهلوی گل شکسته 
دست بهار بسته 
مسجد در انتظار است 
منبر پر از غبار است 
مولا به مسجد آمد 
صلّی علی محمّد 
امّا غبار بر رو 
با ریسمان به بازو 
ناگه غریو برخاست 
از جای، دیو برخاست 
بیعت نه این چنین است 
تمهید حفظ دین است 
بیعت نکرد کرّار 
از بیمِ تیغ اغیار 
این بیعت شکسته، 
با دستهای بسته، 
درس ولی شناسی‌است 
تکفیر ناسپاسی است 
کاین قوم ناسپاسند 
مولا نمی‌شناسند 
بگذار تا ببینند 
مولای خود گزینند 
سرّ ولی نبینند 
نور علی نبینند 
در غفلتند این قوم 
یا لیتنا منَ النوم 
ناگه بتول آمد 
بنت‌الرسول آمد 
گفت این علی است مردم! 
مِن مصطفی، علیکم 
این حضرت امیر است 
منصوب در غدیر است 
شد از کلام بانو 
مسجد پر از هیاهو 
بیم دعای زهرا 
بگشود بند مولا 
عالم به ظل حیدر 
او در پناه کوثر 
آن دخت پاک طاها 
خیرالبشر ابوها 
در خون خود شناور 
می‌گفت از آن سوی در 
حب‌العلی دینی 
«یا فضة خذینی» 
تو نور قبل و بعدی 
برج البروج سعدی 
ای نور اسعدالسعد 
ای خطبۀ تو چون رعد 
ای از خدا، رسیله 
سوی خدا وسیله 
ای بانوی عقیله 
مستودع الثقیله 
ای قبلۀ قبیله 
مقهورة القتیله 
من طفلها قتیل‌ 
من عمرها قلیلٌ 
ای غایت تولاّ 
«نادَ علی» مولا 
احمد دعات کرده 
جان را فدات کرده 
هر کس تو را ندا داد 
پاسخ به او خدا داد 
منصورۀ خدایی 
از هر بدی جدایی 
نور تو نورالانوار 
قلب تو کنزالاسرار 
مولا «هوالاحد» گفت 
یا فاطمه مدد گفت 

عهد عقیق روایت دوم – محمّدسعید میرزایی
تاریخ ارسال : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
آخرین بازدید : پنجشنبه 30 فروردین 1397
تعداد بازدید کننده : 226
دفعات مشاهده : 230
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک