امام صبر

ای مــادر پیـامبـران در مقــامِ صبر  

تا حشر، صابـران جهـان را امـامِ صبر  

از سن کودکـی سخنت نـوش فاطمه  

مثـل حسـین، زینـت آغـوش فـاطمه  

سـر تـا قـدم تمـام تجـلای حیدری  

زیـن ابـی و زینـب کبــرای حیدری  

بیـن دو آفتــاب ولایــت ستــاره‌ای  

در چشـم اهـل‌بیت، حسین دوبـاره‌ای  

در گفتن ثنای تو طول زمان کم است  

بر چون تو شیرزن لقب قهرمان کم است  

بایـد نمــاز، سجـده بـرد بر سجود تو  

ای پنج‌تن خلاصه شـده در وجـود تو  

وقتی که بر خطابه زبان بـاز مـی‌کنی  

الحق که مثل فاطمه اعجـاز می‌کنی  

وقـت خطابه نطق تو یادآور علی‌ست  

در شهر کوفه محمل تو منبر علی‌ست  

زهـراست کوثر نبـی و کوثرش تویی  

شهر شهادت است حسین و درش تویی  

روح الامیـن وحــی خـدا ساربـان تو  

خورشیـد نـوک نیـزه شده سایبان تو  

بیت‌الحـرام خـاص خــدا کعبـۀ دلت  

گردد حسین بر سـر نـی دور محملت  

وقتی تو را به حنجـر خونین نگاه بود  

دانشگــه مقــاومتت قتلگــاه بــود  

می‌بود اگر به مقتل خون با تو همنشین  

ایـوب هم بـه صبر تو می‌گفت آفرین!  

کـردی نثـار خون خـدا اشک دیده را  

دادی بـه مــا پیــام گلـوی بریـده را  

گردیده بود مقتـل خون حائر حسین  

تـو زیـر تازیانه شـدی زائـر حسین  

بر جـای‌جـای تیر و سنان بوسه‌هـا زدی  

با جد خـود رسـول خـدا هم‌سخـن شدی  

گفتـی کــه ای درود خـدا بــر روان تـو  

گفتـی که ای سـلام ملایـک بـه جان تو  

این کشتـۀ فتـاده به هامون حسین توست  

این صید دست و پا زده در خون حسین توست  

آری تـو بـر رسـول خدا روضه خوانده‌ای  

در ســوک سیـدالشهـدا روضه خوانده‌ای  

مـه‌طلعتـان بـه چهـره کشیدند چنگ‌ها  

خـون می‌گریستنـد بـرای تـو سنـگ‌ها  

نیزه شکسته‌هـا بـه سویت چشم دوختند  

بـا شعله‌هــای آه تـو پیــوسته سوختند  

در حیرتـم چـگونـه زیارت جـدا شـدی  

گویـی هـزار بـار بــه مقتـل فـدا شدی  

وقتـی جــدا شـدی ز بــرادر بـه قتلگاه  

می‌شد به پیش چشم ترت آسمـان سیاه  

زاد تـو سـوز و زمـزمه و اشـک آه بود  

می‌رفتــی نگــاه تــو در قتلگـاه بود  

ناگـــه ز قتلگــاه ندایــی بلنــد شد  

زآن حنجــر بریـده صدایـی بلنـد شد  

خواهر! برو که همره تو دست داور است  

تو شیری و زبان تو شمشیر حیدر است  

دیگـر کلیـد فتـح الهـی زبـان توست  

هرجا سفر کنی سر من ساربان توست      

مرآت ولایت 5 – غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : شنبه 6 خرداد 1391
آخرین بازدید : شنبه 26 مرداد 1398
تعداد بازدید کننده : 2680
دفعات مشاهده : 2737
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود ولادت امام هادی علیه السلام

ترجمه منظوم خطبه غدیر / سروده استاد غلامرضا سازگار (5)

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

قال الهادی علیه السلام

فروتنی آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

(المحجة البیضاء: جلد 5، صفحۀ 225)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک