موسسه هنر و ادبیات هلال

سلامِ عالم خلقت

سـلام عالـم خلـقت! سـلام داور مـن!
به روح پاک بنـات و بنین و شوهـر من
منـم صحیفـۀ تاریـخ عمـر ختـم رسل
که غرق بوسـۀ پیغمبر است کوثـر مـن
وجـود مـن ز ازل تشنـۀ محمّـد بــود
که شد شراب وصالش نصیب ساغر من
امیــن وحـــی الهــی ســلام آورده
به سـوی مـن ز خداوندگـار اکبـر من
سلام من به محمّد سلام من به علی
سلام هر دو به جـان و تـن مطهـر من
به وصف منزلتم نـزد مصطفی این بس
که روح بین دو پهلوی اوست دختر من
زهی به بخت بلندم که عقل کل فرمود
خدیجه مونس من بود و یار و یاور من
درسـت «امّ‌ابیهــا» اگـر شـود تفسیـر
یقین کنید که این دختر است مادر من
بـرای یـاری منجـی خلـق عالـم بـود
هماره کوچه و صحرا و دشت، سنگر من
ز چـارسو سپـر جـان مصطفـی گشتم
چه غم اگر شکند سنگ دشمنان سر من
به گـرد روی محمّد چـو گرد گردیـدم
که شد غبار ره او بـه چهـره زیـور من
همیـن نـه جامـۀ پیغمبرم کفن گردید
به دست رحمت او دفن گشت پیکر من
از این مقام چه برتر؟ علی است دامادم
علی که هست زعیم و امام و رهبر من
اگـر چـه آمـده پامـال، حـرمت حرمم
فرشته بوسه گذارد به خـاک مقبـر من
زمیـن مکـه بــود شـرح پایـداری‌هـا
حجـاز پـر ز نفس‌هـای روح‌پـرور من
من آن نکو‌صدف پاک‌عصمتم که بود
تمـام هستـی پروردگـار، گوهــر مـن
در آسمـان نبـوّت کنــار ختـم رسـل
فراتر است ز خورشید و مـاه، اختر من
شبی که روی نهادم به سوی خانۀ بخت
پـر از ملائکـه گردیـد فرش معبر من
ز آفتـاب دمــد بـوی لالـه و ریحـان
اگر به حشر فتد سایه‌ای ز معجـر من
عجیب نیست که با این جلال، جبرائیل
هـزار مرتبـه زانـو زنــد بـرابـر مــن
به بیت ختم رسل مـادر بتـول شـدن
شرافتی است که هرگـز نبود باور من
نشان بوسۀ من روی صورت زهرا
نشان بوسۀ زهـرا بـود بـه منظـر من
فروغ فاطمـه از پـای تـا سـرم تابیـد
شبی که عطر محمّد گرفت بستر من
دهنـد دست به دست خـدای عـزّوجلّ
اگـر ملائکـه کوبنـد حلقـه بـر در من
ادب کنند و دو زانو، همـه جلوس کنند
زنـان دیگـر ختم رسـل به محضر من
سرشک چشم رسول خدا چو باران ریخت
بـه جـای لالـه سـر تـربت معطـر من
فراتـر است ز عـرش وسیع‌تر ز سپهـر
به چشم اهـل نظـر، خانـۀ محقـر من
هزار حیف که با ارتحال من به بهشت
غریب گشت محمّد، یگانـه همسر من
بهشت من نه بهشت است بلکه آنجا بود
که می‌نشست محمّد ز مهـر در بر من
ز قول نافـذ ختم رسل بگـو «میثم»!
خدیجـه آمــده صدیقــۀ مکـرر مـن

از صیام تا قیام 5 – غلامرضا سازگار
تاریخ ارسال : یکشنبه 18 تیر 1391
آخرین بازدید : دوشنبه 29 مرداد 1397
تعداد بازدید کننده : 1745
دفعات مشاهده : 1794
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک