تب و تاب

 

زمین از خون گلستان است امشب

فلـک سـر در گریبان است امشب

همـه ملـک خــدا را غــم گـرفته

مگـر شـام غــریبان اسـت امشب           

فضـای کــربلا دریـــای دود است

محیط غم همه غیب و شهود است

 

زمیـن آتش سمـا آتش گـرفته

تمـام خیـمـه‌هـا آتـش گـرفته

نه تنها دامن یک طفل معصوم

همـه ملـک خـدا آتش گـرفته                    

از آن ترسم که آتش برفروزد

پـر روح الامین در آن بسوزد

 

جنایت پیشگـان بیـداد کـردند

بنــای ظـلــم را آبــاد کــردند

لب عطشان ز مهمان سر بریدند

پـس از آن آب را آزاد کـــردند            

چگونه آب رو در خیمه آرد

حرم دیگر علی اصغر ندارد

 

بسوز ای دل چه شوری و چه حالی

حـرم از اشـک پـر گهــواره خـالی

ربــاب داغــدار خــون جگـــر را

بـه روی دسـت یـک طفـل خیالی        

دو چشمش باز سوی گاهواره

دلـش پیـش گلـوی پاره پاره

 

فتــاده آب دریـا در تب و تـاب

کنــار آب بـــودی آب نــایـاب

ز پـا افتـاده یک سردار بی سـر

به خاک افتاده یک سقای بی‌آب             

عمـود آهنـیـن مهـر جبینـش

روان خون از دو چشم نازنینش

 

محمد نور عینت سـر ندارد

کفن جز زخم بـر پیکر ندارد

تمـام مـادران با هم بنالید

دگـر لیـلا علی اکبــر ندارد                   

شـده آن مـاه پاره پاره پاره

فزون‌تر زخم‌هایش از ستاره

 

محمـد زائــــر خـدّالتَّــریـب است

زمیـن آغشته از شیب‌الخضیب است

امیــرالمــؤمنیـن حیــدر کجــایـی

که امشب دخترت زینب غریب است      

به جای گل ز دیده خون ببارد

کـه زیر خار دو گـم کرده دارد

 

چه گـویم محشر کبراست امشب

چه گویم شام عاشوراست امشب

تـن خونین هفتــاد و دو عـاشق

زیـارت نـامۀ زهــراسـت امشب             

زمین چون قلب زینب چاک چاک است

کـه هفتاد و دو قـرآن روی خـاک است

 

یک ماه خون گرفته 9- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : چهار شنبه 29 شهریور 1396
آخرین بازدید : چهار شنبه 23 مرداد 1398
تعداد بازدید کننده : 571
دفعات مشاهده : 613
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود ولادت امام هادی علیه السلام

ترجمه منظوم خطبه غدیر / سروده استاد غلامرضا سازگار (5)

سرود میلاد امام رضا علیه السلام

سرود میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

قال الهادی علیه السلام

فروتنی آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند.

(المحجة البیضاء: جلد 5، صفحۀ 225)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک