موسسه هنر و ادبیات هلال

ورود به مدینه

 

مدینه رو به حریمت دوباره آوردم

به جای گل جگر پاره‌پاره آوردم

به سینۀ داغ فزون از شماره آوردم

ز اشک دیده برایت ستاره آوردم

به جای اشک، یم خون به چشم تر دارم

چه داغ‌های عظیمی که بر جگر دارم

 

مدینه داغ روی داغ مانده برجگرم

هزار لشکر اندوه ریخته به سرم

به خون نشسته لب تشنه هیجده قمرم

سر حسین به نی رفت پیش چشمِ ترم

کسی ندید و نبیند هر آنچه دیدم من

پیـام‌آور هفتــاد و دو شهیــدم من

 

مدینه در به روی داغ دیدگان مگشا

مبر مرا به سوی تربت رسول خدا

مگو به فاطمه من آمدم زکرب و بلا

مبر به محضر ام‌البنین خبر از ما

بگو به شوهـرم عبـدالله نکو بنیاد

شهادت دو گل پرپرت مبارک باد

 

مدینه هم‌سفرانم به کربلا ماندند

تمام با لب عطشان سرود خون خواندند

به ابر خون و دل خاک چهره پوشاندند

به حال من ز سر نیزه اشک افشاندند

من از دیـار اسـارت نشانه آوردم

نشان کعب نـی و تازیانـه آوردم

 

مدینه شام بلا را به چشم خود دیدم

مدینه طشت طلا را به چشم خود دیدم

سر همه شهدا را به چشم خود دیدم

به نیزه وجه خدا را به چشم خود دیدم

منادی غم و اندوه و اشک و آهم من

پیــام آور گــودال قتلگاهــم من

 

مدینه من گل وحی‌ام ولی گلاب شدم

چو شمع سوختم و قطره قطره آب شدم

دو دست بسته سوی مجلس شراب شدم

رگ بریده شده دیدم و کباب شدم

ترانه  و می و چنگ و دف و ربابم بود

میـان اجنبیـان آستین حجـابم بود

 

مدینه بر اسرا شام، طبل جنگ زدند

به پیشباز شهیدان رباب و چنگ زدند

به اهل‌بیت ز بالای بام سنگ زدند

بر روی ما همه با خون و خاک رنگ زدند

خدا گواست که بر روز ما چه آوردند

امـام را بـه محــل یهودیـان بردند

 

مدینه حق نبی را عجب ادا کردند

سر حسین مرا از بدن جدا کردند

جوان و کودک شش‌ماهه را جدا کردند

عزیز فاطمه را خارجی صدا کردند

به قلب ما همه جا لحظه لحظه خون کردند

ز سوز سینۀ «میثم» بپرس چون کردند

 

یک ماه خون گرفته 8- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 شهریور 1396
آخرین بازدید : پنجشنبه 29 شهریور 1397
تعداد بازدید کننده : 413
دفعات مشاهده : 415
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

"امیری حسین و نعم الامیر"با نوای حاج محمود کریمی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک