موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح حضرت امام حسن علیه السلام

 

ای وحی خدا، قول نبی نُقل دهانت

وی گفته و ناگفته همه زیر زبانت

هم نقش رخت معجزه‌های قلم صنع،

هم آینه حسن خداوند نشانت

در جنگ، همان شیرخدا حیدر کرار

در حلم، همان خلق عظیم است به شانت

حقا که ز سر تا قدمی هستِ محمّد

قرآن محمّد بـه سـر دسـت محمّد

 

خورشید درخشان هزار انجمنی تو

روح نبی و جان علی در بدنی تو

برتر ز خلیل اللهی و با تبر صبر

دیدند که مانند علی بت‌شکنی تو

پیغمبر و زهرا و علی یا که حسینی

سرتا به قدم حُسنِ خدایی، حسنی تو

هـم رهبـر و مـولای امـام شهـدایی

هم در بدن ختـم رسل، روح خدایی

 

تو پاک‌ترین لالۀ بستان بهشتی

ریحانۀ پیغمبر و ریحان بهشتی

دیدند که آیینۀ رخسار محمّد

گفتند که طاوس گلستان بهشتی

هم سورۀ فرقانی و هم مصحف نوری

هم سید و مولای جوانان بهشتی

هم مهــر نبوت به سر دوش رسـولی

هم بــاغ گـل دامـن زهـرای بتـولی

 

فخر رسل و ساقی کوثر به تو نازد

زهرا که بوَد جان پیمبر به تو نازد

قرآن به ثناگستریَت یافته زینت

خلقت نه فقط، خالق داور به تو نازد

توحید به صبر و ظفر و حلم تو بالد

اسلام نبی تا صف محشر به تو نازد

خُلق تو به جـز آینـه خُلق نبی نیست

لبخند لطیف تو به دشمن عجبی نیست

 

تو رهبر شایستۀ صلحی و قیامی

شمشیر الهی به قیام و به نیامی

فرمان تو فرمان خداوند تعالاست

در صلح، امام استی و در جنگ، امامی

در عرش، نگاه کرمت باز به فرش است

در فرش همان پادشه عرش مقامی

چشم تو همان چشم خدا بین حسین است

صلح تو همان نهضت خونین حسین است

 

صلح تو قیامی است به معنای قیامت

با صلح تو تثبیت شده امر امامت

با صلح تو گردید معاویه زمینگیر،

با صلح تو دادند به دین مجد و کرامت

با دشمن خود صلح کنی یا که بجنگی،

از توست برازنده بزرگی و زعامت

گر جنگ کنی، حکـمِ قیام است قیام است

ور صلح کنی، جنگ، حرام است حرام است

 

حکم تو بوَد حکم هوالحیُّ هوالهو

در صلح، حسین است تو، در جنگ تویی او

رای تو همان است همان است همان است

چه پشت نماید به تو امت، چه کند رو

از طعنۀ یاران مخالف چه زیانت؟

جایی که خداوند تو را هست ثناگو

ای ریختـه بـر غـربت تـو اشک زمان‌ها

عمری جگرت خون شده از زخم زبان‌ها

 

شش‌ساله بدی ثانی در کوچه تو را کشت؟

ای رهبر مظلوم، دگر جعده چرا کشت

یک عمر فقط خون جگر بود غذایت

یک بار تو را زهر هلاهل ز جفا کشت

افسوس که پیوسته تو را هر شب و هر روز،

نامردی آن طایفۀ مردنما کشت

بر پیکر پاک تو که خود حامی دینی

بـا تیــر نوشتنــد تــو مظلوم‌ترینی

 

تو هم یم حلم استی و هم کوه شکیبی

سرتا به قدم درد و به هر درد طبیبی

هم دادرس و دادگر خلق جهانی

هم شافع امت ز کرم روز حسیبی

تنها نه که در لشکر خود یار نداری،

در خانۀ خود نیز شهیدی و غریبی

دیدم که مدینه است پر از شرح غم تو

یک بـار نشـد بوسـه زنـم بـر حـرم تو

 

افسوس که یک عمر چه آمد به سر تو

بگذشت به غربت همه شام و سحر تو

تاریخ ندیده است، ندیده است، ندیده است،

مظلوم بسان تو و مام و پدر تو

طشتی که در آن خون دلت ریخت، گواه است

مانند فدک پاره شد آخر جگر تو

«میثم» که ز دور اشک فشانده است به خاکت

قلبش همـه جـا بـوده مــزار تـن پـاکت

 

یک ماه خون گرفته 8- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 شهریور 1396
آخرین بازدید : پنجشنبه 29 شهریور 1397
تعداد بازدید کننده : 458
دفعات مشاهده : 458
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

"امیری حسین و نعم الامیر"با نوای حاج محمود کریمی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک