موسسه هنر و ادبیات هلال

در مدح حضرت رضا علیه السلام

 

ای بهشت از روضۀ پاک خراسانت خجل

چشم حور از چشم آهوی بیابانت خجل

هم وجود جود با جودت شده از شرم، آب

هم کرامت تا ابد از شرم احسانت خجل

علم، از صبح ازل در مکتبت زانو زده،

حلم از، خلق خوش و لب‌های خندانت خجل

نـاز زوار تــو را حــور بهشتـی می‌خرد

گنبد زرینت از خورشید هم دل می‌برد

 

تو هماره با غریبان آشنایی یارضا

هم نجف تو کعبه‌ای هم کربلایی یارضا

تو چراغ و چشم ایرانی به خاک پاک طوس،

تو حرم تو حج تو مروه تو صفایی یارضا

شهریار وسعت ملک خدای عالمی،

افتخار کشور ایران مایی یارضا

ای ملایک زائـرت را پایبنـد و دست بوس

ایها المدفون به ارض طوس یا شمس الشموس

 

روح ایمان، کعبه دل قبلۀ جان کیست؟ تو

عرش اعلا در دل خاک خراسان کیست؟ تو

روح اکمال ولایت معنی اکمال دین

صدر قرآن زیل قرآن کل قرآن کیست؟ تو

بضعۀ پاک محمّد روح و ریحان علی

عالم آل نبی بین امامان کیست؟ تو

سائل کوی تو باشد جود و فرزندت جواد

ای مریـدان سـر کویت همـه باب المراد

 

آفتاب آورده سجده بر فضای صحن تو

شیعه زیر سایه گلدسته‌های صحن تو

نور می‌تابد به گردون از در و دیوار و بام،

روح می‌روید ز خاک باصفای صحن تو

هر خراسانی است یک پروانه دور مرقدت

هر دلی گردیده یک مهمانسرای مشهدت

 

آسمانی‌ها به ارض طوس مهمان تواَند

قدسیان دنبال آهوی بیابان تواَند

فرشیان لب تشنگان جام سقا خانه‌ات

عرشیان زوار هروز خراسان تواَند

شام‌ها هرلحظه یک صبح شب میلاد تو،

روزها هر روز، روز عید قربان تواَند

چشم‌ها خاک خراسان سینه‌ها طوس تواَند

اولیـا الله هـر شب آستـان بــوس تواند

 

ای خوشا آن درد بی‌درمان که درمانش تویی

ای خوش آن حجری که از آغاز، پایانش تویی

ای خوشا آن دل که مهمان خانۀ زوار توست،

ای خوشا آن جان شیرینی که زوارش تویی

خوش به حال اهل مشهد که تو را همسایه‌اند

خوش به حال مشهد ای مولا که سلطانش تویی

شهر مشهد کعبۀ دل قبله‌گاه جان ماست

شهر مشهد پایتخت کشـور ایـران ماست

 

ای ولایت گشته کامل از تولای شما

ای به روی اهل عالم باز درهای شما

ای خراسانت شده بیت‌الحرام اهل دل،

ای سر اهل سما خاک کف پای شما

تا ابد محکوم زندان جهنم می‌شود،

هر که در پروندۀ او نیست امضای شما

حیف که عباسیـان قدر تو را نشناختند

عاقبت از زهـر بـر جانت شرار انداختند

 

یوسف زهرا خدا داند که چون شد با دلت

میهمان بودی، چرا شد میزبانت قاتلت؟

مثل زهرا مرگ خود را از خدا کردی طلب،

شعله‌های سبز دل گردید شمع محفلت

سال‌ها با آتش دل سوختی و ساختی

مرگ شد در وادی غربت شفای عاجلت

بـا فراقت شعلـه بر جـان جـواد انداختی

لحظه لحظه او تماشا کرد و تو جان باختی

 

اهل ایران با تولای شما پاینده‌اند

تا  تو را دارند، در موج حوادث زنده‌اند

تا درخشد ماه گردون بر فراز آسمان

همچنان خورشید در ظل شما تابنده‌اند

از زمانی که میان حجره دست و پا زدی،

از تو و مهمان‌نوازی‌های خود شرمنده‌اند

بی خبر تو که به دور از انجمن افروختی

در میان حجره دست و پا زدی و سوختی

 

میزبان با کشتن تو زخم دل را چاره کرد

آه پنهانت اثر بر قلب سنگ خاره کرد

آنکه با انگور زهرآلوده‌ات مسموم کرد

سنگدل دنبال تابوتت گریبان پاره کرد

نه فقط پا تا سرت را سوخت از زهر ستم،

سال‌ها بر جان شیرینت ستم همواره کرد

گرچه از انگور زهر آلوده بی‌طاقت شدی

دیگر از جور و جفای قاتلت راحت شدی

 

دوست دارم خار دامان گلستانت شوم

دوست دارم تا گدای باب احسانت شوم

دوست دارم از کبوترهات گیرم دانه‌ای

دوست دارم خاک آهوی بیابانت شوم

گرچه لایق نیستم ای میزبان کلّ خلق!

در به رویم از کرم بگشا که مهمانت شوم

 حال کز لطف و عنایت خنده بر اشکم زدی

دوست دارم «میثم» دار تو باشم، سیدی

 

یک ماه خون گرفته 8- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 شهریور 1396
آخرین بازدید : پنجشنبه 28 تیر 1397
تعداد بازدید کننده : 329
دفعات مشاهده : 332
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

معرفی کتاب یک ماه خون گرفته یازده / اثر جدید استاد غلامرضا سازگار

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک