حضرت علی اصغر علیه السلام

 

یــار مــن و آخــریـن امیـدم

شـش‌مـاهه مجـاهد شهیـدم

خـون تو به اشک دیده شستم

داغ تو به چشـم خویش دیدم

صـد بـار رسیـد بـر لبـم جـان

تــا تیــر ز حنجــرت کشیـدم

خون تـو بـه آسمـان فشـاندم

تــا تسلـیت از خــدا شنـیـدم

بـا سـرخی خــون حنـجـر تـو

در محضـر دوسـت رو سفیـدم

ای خــون حسیـن در گلـویـت

ای گل شده مست رنگ و بویت

 

از دامــن گـــاهـــواره بـــوده

پـیـوستـــه شهــادت آرزویــت

تــو آبـــروی همیشــۀ خـــون

خون گشتـه بـه چهـره آبـرویت

دادنـد بــه روی دســت بــابـا

بـا خـون گلــوت شستـشـویت

از قلــب حسیــن ســر در آورد

تیــری کــه زدنــد بــر گلـویت

چشم تو به خواب رفت و بـا من

لبــخند تــو گشــت گفتگویـت

این نیست عجب کـه ذات معبود

بخشـد همــه را بـه تـار مـویت

تـو یــک‌تنـه لشکـر مـن استـی

قــــرآن حسیــن روی دستــی

 

تــو ســورۀ کــوثـر حسینـی

تـــا روز جـــزا درِ حسـینـی

نــام تــو بــود علــی‌اصغــر

تــو حجــت اکبـــر حسینـی

تـو لالــۀ ســرخ کــربـلایـی

یــا محسـن مــادر حسینـی

لبخـند بـزن کـه بـر سر دست

قـــربــانـی آخــر حسـینــی

کی گفتـه حسین گشتـه تنها؟

تـو یـک‌تنـه لشکـر حسینـی

هـر چنـد کـه آخـرین شهیدی

دُردی‌کـش ســاغـر حسینـی

طــومـار مـرا تــو مهـر کردی

در بیشـۀ عشـق، شیـرمـردی

 

بی‌آبـم و مثــل شمــع آبــم

دیشب ز عطش نبـرده خوابم

بر آب چـه حـاجتم کـه بر رخ

از چشـم پـدر چکـد گــلابـم

از بسکه زدم به سینه‌اش چنگ

شــرمنـــده ز گــریــۀ ربابـم

من مـاهم و بــا عـذار خونین

بــر سینـه مـــدال آفـتـابـم

محبــوب چنـیـن اراده کـرده

کـز خــون گلو کنـد خضـابم

یک لحظه ز عمـر دل بـریـدم

در دامـن فـاطـمـه رسیــدم

ای اهل حــرم! علـی فدا شد

با تیـر سـر از تـنـش جدا شد

 

ای خــاتـم انبیــا محمــد!

خوش حـق رسالتت ادا شد

ای اهل جهـان همـه بدانید

لب‌تشنه ذبیـح من فـدا شد

خون گلویش در آسمان رفت

تقـدیم بـه محضـر خـدا شد

از جـانب ذات حـق‌تعــالـی

یکبــاره بلنـد ایـن نـدا شـد

ما دست بـه سینه‌ات نهادیم

ما شیـر بـه کـودک تو دادیم

 

ای دیـــدۀ خلـق اشکـبــارت

وی دسـت خـدا همیشه یارت

امضـا شـده از سـوی خـداوند

سـربــازی طفـل شیـرخـوارت

ایـن خـون گلـوست آبــرویت

بـا اشــک بمـال بــر عُــذارت

تـا حشــر بـود بـه روی سینـه

ایــن طفـل مــدال افتخــارت

ایـن کـودک شـیـرخـواره بوده

تـا لحظــۀ صبـح بـی‌قــرارت

می‌سـوخـت میــان گاهـواره

می‌خواست که جان کند نثارت

طفلت به بهشت همدم ماست

وصفش به زبان «میثم» ماست

 

یک ماه خون گرفته 10- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : سه شنبه 28 شهریور 1396
آخرین بازدید : یکشنبه 17 آذر 1398
تعداد بازدید کننده : 477
دفعات مشاهده : 514
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود میلاد امام حسن عسکری علیه السلام

نوحه حضرت معصومه سلام الله علیها

سرود آغاز امامت امام زمان (عج)

سرود میلاد نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلوات الله علیه

قال الجواد علیه السلام

هر که قبر عمّه ام را در قم زیارت کند، پاداشش بهشت باشد.

(البحار: 265/3/1)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک