ورود به مدینه

 

مدینه! از سفـر برگشته زینب

مدینه! بی‌بـرادر گشتـه زینب

تـمـــام لالــــه‌زار آرزویـش

پر از گل‌های پرپر گشته زینب

هــزاران داغ روی داغ دارد

چگونه رو سوی این شهر آرد

 

مدینه! شـور محشر را ندیدی

تو که گـل‌های پرپر را ندیدی

تـو کـه بـا دختر زهرا نبودی

تو که تن‌های بی‌سر را ندیدی

ندیدی تشنه‌لب در بین گودال

عـزیز فـاطمه می‌زد پـر و بـال

 

مدینه! هیجده ماهت فـدا شد

همه سرهایشان از تن جدا شد

مدینه! کاش می‌دیـدی چگونه

زمین دریـایی از خـون خدا شد

مدینه! داغ خیرالناس داری

خبر از حضرت عباس داری؟

 

مدینـه! مـاه لیـلا را ندیدی

گل پرپر به صحـرا را ندیدی

کنـار پیـکر صـد چـاک اکبر

سرشک چشم زهرا را ندیدی

همه دیدند پیش چشم بابا

پسر شد پای تـا سر اربا اربا

 

مدینه! حیـف از آن رعنـاجوانان

کـه خوابیدند در خـاک بیـابـان

مدینه! حیف از آن صدپاره پیکر

که شـد پـامال از سـم ستـوران

کتاب الله را در خون کشیدند

تمـام انبیـا را ســر بـریـدند

 

جنایتکارها هر سـو رسیدند

ز عترت پردۀ حرمت دریدند

تمـام کـوه‌هـا فـریاد کردند

که چادر از سر زینب کشیدند

جسارت شد به گل‌های مدینه

به غـارت رفت معجر از سکینه

 

مدینـه! ایـن خبـر داری نداری

شـدند اطفـال از هـر سو فراری

بـه پـای کـودکی خـار مغیـلان

ز گوش دختری خون بود جاری               

یکی چون مادرش زهرا کتک خورد

یکـی لب‌تشنـه زیـر خـارهـا مـرد

 

مدینـه! کینه‌هـا را زنـده کـردند

ستـم را از ستـم شـرمنده کردند

سـر هـر کوچـه و بـازار بـا هـم

به اشک چشم زینب خنده کردند

مدینـه! بر در دروازۀ شـام

به آل الله می‌دادند دشنام

 

مدینه! ماه را بر نیزه دیدی

کنـار نیزه‌اش شـور آفریدی

خـدا را از سـر بـالای نیـزه

ز قرآن، آیـۀ قـرآن شنیدی

یکی از خون به رویش رنگ می‌زد

یکی از بـام بـر او سنـگ مـی زد


یک ماه خون گرفته 10- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : سه شنبه 28 شهریور 1396
آخرین بازدید : پنجشنبه 14 آذر 1398
تعداد بازدید کننده : 381
دفعات مشاهده : 400
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

سرود میلاد امام حسن عسکری علیه السلام

سرود میلاد امام صادق علیه السلام

سرود آغاز امامت امام زمان (عج)

سرود میلاد نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلوات الله علیه

قال العسکری علیه السلام

پارساترین مردم کسی است که در هنگام شبهه درنگ نماید، عابدترین مردم کسی است که واجبات را به جای آورد، زاهدترین مردم کسی است که از حرام دست بردارد و سخت‌کوش‌ترین مردم کسی است که گناهان را وانهد.

(تحف‌العقول: 892)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک