مدح حضرت زینب سلام الله علیها

سلام ای حلم، مبهوتت سلام ای صبر، حیرانت
سلام ای عمــۀ سـادات ای دخـت رسول‌الله
سلام ای بـوسه‌های فاطمه بـر ماه رخسارت
امام مجتبی نـازد که چون تو خـواهری دارد
تعـجب نیست ای قــرآن روی دامـن زهـرا
تعجب نیست ای دخت علی در عرصۀ محشر
به قـرآن به خون غلطیده‌ات سوگند یا زینب
کلیـد فتــح ثـــارالله در زیــر زبان تـوست
تـو از آغـاز شمشیر امیــرالمـؤمنـین بـودی
خـدا آگـاه بـود از عـزم و صبـر و اقتدار تـو
به چشمت جسم صـد چاک شهیـدان آن چنان زیباست
چنـان با آتش دل تشنۀ وصـل خـدا بودی
تو جان تـازه بخشیدی به خون پاک ثـارالله
اسارت بود زیبـا آن چنان در چشم خونبارت
تو در سلک اسارت فتح کردی ملک هستی را
خـدا را شکـر گفتـی ای تمـام آیه‌های صبـر
زدی سنـگ حقـارت بـر دهان شاه شام آری
تـو تـا روز جـزا پیغمبـر خــون شهیــدانی
نـوای نی نوا پیوسته در نـای ستـم سـوزت
بـرآشوب و بـرافـروز و بخـوان بار دگر خطبه
قنـــوت نـــافلـه دلـــدادۀ آوای العفــوت
سـلام الله بــر گلــزار عـاشـورای خـونیـنت
چنان صحـرای خـونین بـلا را در نـور دیدی
تـو در ملـک الهـی میـزبـان سفــره اشـکی
تـو آن نـادیده استـادی کنـار مـادرت زهـرا
تو از خون خدا کـردی چهـل منـزل نگهبانی
چنـان در گـوشۀ ویران سـرا یـاد خدا بودی
چگونه شسته شد ماه رخت با خون پیشانی
به حکم تو شکستم سر، دریدم جامه بر پیکر
                 سلام ای تـا قیـامت صابرین روزی خور خوانت
سلام ای بـی معلم علـم‌هـا در تحـت فـرمانت
سلام ای اشک چشم مصطفی در چشم گریانت
حسین بن علی گـردیـده نـوک نی ثنـا خوانت
اگــر دسـت تـوسل آورد مـریم بـه دامـــانت
اگر بخشنـد عـالـم را بـه یـک مـوی پریشانت
کـه سنگین‌تـر بـود از آسمـان‌هـا کـوه ایمانت
الا ای خطبـه‌هــایت شــاهـد فتـح نمـایانت
تو زهـرایی تـو زهـرا همچنان تـا خـط پایانت
کـه از روز ولادت بــا بـرادر کـــرد میـــزانـت
که ظهـر روز عـاشـوراست صبـح عید قـربـانت
که در دریای سرخ خون عطش بود آب حیوانت
اگـر چـه داغ روی داغ، بــازی کــرد بـا جانت
که محمل گشت در کـوفه به از تخت سلیمانت
نه تنهـا کـربلا و کـوفـه و شـام است میـدانت
چـو دیـدی آیه آیه روی خـاک افتـاده قـرآنت
اگـر چـه شامیان کـردند بـا هـم سنگ بارانت
تن پــاک شهیـدان سـوره‌های نـور و فرقانت
زمیـن کــربلا تــا دامـن محشــر گلستـانت
خـدا را بــاز هـم پیغمبـری کن بـر شهیدانت
نماز شب زبـان بگـرفته بـا سبحـان سبحانت
تعـالی الله بـر زخـم تـن گــل‌هـای خنـدانت
کـه تـا روز جـزا ام‌المصــایـب گشت عنوانت
حسینیون عـالم تـا صـف حشـرند مهمــانت
کـه بــاشد هـر زن آزاده شـاگـرد دبستـانت
خـدا بـود ای نگهبـان حـریم خـون نگهبانت
که گویی دامن ویـرانه بـودی عـرش رحمانت
الا پیـشـانی خـورشید بـر خـاک بیـابـانـت
دلیلم روی از خـون شسته و چـاک گریبانت
قلم عاجز، زبان الکن، سخن کوچک، بیان قاصر
کجـا «میثم» کند توصیف غـم‌هـای فــراوانت

 

صدف نبوّت 6- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : جمعه 21 مهر 1396
آخرین بازدید : چهار شنبه 1 اسفند 1397
تعداد بازدید کننده : 376
دفعات مشاهده : 422
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

مدح حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)/ استاد غلامرضا سازگار

سرود ولادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

آلبوم صوتی مادرانه / اجرا: سید محمد سادات اخوی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک