ترکیب بند در مدح حضرت زهرا سلام الله علیها

بند اول

ای همـه سیمــای رســول خـدا
خانه خشت و گل تو صبح و شام
مـادر شــایستــۀ آیـــات وحـی
در نفــس پـاک خــدا بــوی تو
سینـه تـو وجــه تـو دیـــدار تو
هـم تــو کلیــم الله طـــور علـی
مــات بــه رخســار دل آرای تـو
لیلـۀ قـدر استـی و هـر مـوی تو
ســایـه تـــو راه رود در بهشـت
               ام ابـیـهــــای رســول خــدا
طـــور تجـلای رســول خــدا
عصمـت کبـــرای رسـول خـدا
عطـر نفـس‌هـای رسـول خـدا
جنــت اعـــلای رســول خـدا
هم تـو مسیحـای رسـول خـدا
چشـم تمـاشــای رسـول خـدا
لیـلــۀ اســـرای رســول خـدا
بــا قــد و بـالای رسـول خـدا
باغ جنان محو تماشای توست
چشم خدا بر قد و بالای توست

 

بند دوم

دخت پــدر پــرور بـابـا تویی
بـه پـاکی مـریم عــذرا قسـم
کـوثر و هل‌اتی و تطهیر و قدر
سـورۀ یـاسین رســول خــدا
فـاطمه‌ای فــاطمـه‌ای فـاطمه
جنت اعـلای محمد کـه هست
پشت علــی در همـه پیکـارها
آنکه بـه وصفش همه جا بارها
آنکه به محـراب عبــادت به او
               مــام هــزار آدم و حــوا تویی
پـاک تـر از مــریم عـذرا تویی
راضیـه و مــرضیـه زهـرا تویی
آینــۀ تمـــام طـــاهــا تویی
زهــرایی زهــرایی زهـرا تویی
حـاصل آن زینـب کبـری تویی
روی خـداونــد تعــالـی تویی
شخـص نبـی گفته فداها تویی
فخـر کنـد خـالـق یکتــا تویی
نماز بـا بـال تـو پر باز کرد
حمد به تکبیر تو پرواز کرد

 

بند سوم

تو کیستـی عبد خـدا منظری
تو بانوی عرش خدا در زمین
تو برتر از مـدح و ثنـای همه
خـدا نیـافریده مثـل تـو زن
ذات خدا اگر که فرزند داشت
محمّد است جان جان جهان
تـو قطعه‌ای ز نـور ذات خدا
طـاهره‌ای طـاهره‌ای طـاهره
یـار علـی پیـش تر از روزگـار
             پیمبــری زهــرایی حیـدری
تـو یــازده امــام را مـادری
تو فوق هر گمان و هر باوری
که دیگران دیگر و تو دیگری
می‌گفتم خـدای را دختــری
تو جـان شیرینش در پیکری
تو پـاره‌ای از تـن پیغمبــری
فـاطمه‌ای فـاطمـۀ اطهــری
مـادر شیعه تا صف محشری
مـادر دین مادر خـون و قیام
درس علی دوستیت مستدام

 

بند چهارم

هر چه نبی شنیده هر چه دیده
کنـــار لامکـان مکــان گـرفته
ایتـهــاالــراضیـــة المـرضیـه
خـدا ز بــرگـزیـدگــان عــالم
آیـة تطهیـر دهــد گــواهــی
تو کیستی کـه ســرو قـد احمد
تو کیستی کـه بـر مشـام بـابـا
بــا نفــس خـــدایـی محمّـد
خــدای را زبــان بـه نص قرآن
               چشم تو دیده گـوش تو شنیده
کـی و کـجــا خـدات آفــریده
ایتـهــا الصـدیـقـة الشهیــده
تـو را پسنـدیـده و بـرگــزیـده
رجـس و پلیدی ز شمـا بـریده
بـرای دست بــوسیت خمیـده
بـوی خـدا از نفسـت دمیــده
بـر تــو سـلام کبــریـا رسیـده
رسـول را فــروغ هــر دو دیده
سیــدة النســای عالمینی
مـادر پاک یـازده حسینی

 

بند پنجم

تــو آفتــاب و نـور ارمغـانت
خـاک در اختیـار و آب مهـرت
درود کبریـا بـه خلـق و خویت
نـور خـدا جلـوه‌گـر از جمـالت
بهشت وقـف دوستـت ز آغـاز
تو کیستی که ذات پاک معبود
سلام بـر دو گــوشـوار عرشت
سلام بر نشان دست و بـازوت
سلام بــر محسـن بی‌گنـاهت
              تمــام ســادات ستــارگانت
تمــام عــالمنـد میهمــانت
سلام انبیا به جسم و جـانت
روح محمّـد است در روانـت
جحیـم تشنه‌کـام دشمنـانت
خلق نکـرده کـرده امتحـانت
درود بــر زینــب قهـرمـانت
سـلام بـر مــزار بـی‌نشـانت
سـلام بــر غـربت خـاندانت
سلام بر نـافله شب تو
سلام بر خطبه زینب تو

 

بند ششم

ای ز خــدا و انـبیـا ســلامت
سجوـد را سجـود بر سجودت
به حیـرتـم مگـر پیمبـر استی
درود گفتـه مسجـد الـرسولت
بـه جـز خـدا و احمـد و ائمـه
بیـت گلیـن تـو مطـاف کعبـه
مــادر انبـیـا عجـب نـــدارم
مـائـده نـازل شـده بـر کنیزت
حـوریه یـاس روضـة البقیعت
             سکۀ عصمت اللهی به نـامت
قیــام را قیــام بــا قیــامت
که گشته جبرئیل هـم کلامت
سـلام داده مسجد الحـرامت
نیست کسی با خبر از مقامت
ختم رسل زائر صبح و شـامت
گر از تـو فرمـان ببـرد امامت
معجزه جاری شده از غـلامت
خیــل ملـک کبـوتـران بامت
قنبر تـو فـروزد افلاک را
فضه تو طلا کند خاک را

 

بند هفتم

ای گـل در بهـشت پـرپـر شـده
کشتن تو پشت در بیـت وحـی
بـاکه بگویم عــوض دستـه گـل
لالــه پــرپـــر محـمّــد چــرا
باکه توان گفت که در بیت وحی
زخـم روی زخـم دلـت بـر جگـر
خــدا گـواه است بـه آل رسـول
روز شهــادت تــو یــا فـاطمـه
             سـوختـه از شعـلـــه آذر شــده
اجـــر رســالـت پیمبــر شــده
داغ تــو داغ دل حیــدر شــده
غنچـه نو بـه خـون شنـاور شده
حمله بـه تطهیر و بـه کـوثر شده
داغ روی داغ مـکــــرر شــــده
هر چه شده پشت همان در شده
حسین مظلـوم تـو بی سـر شده
محسن مظلوم تو تا شد شهید
تیـر به حلـق علی‌اصغـر رسید

 

بند هشتم

ســلام بــر دیــده گــریـان تو
پیمبـــر پیمبـــران از چـــه رو
با که تـوان گفت کـه هفتـاد روز
خیـز و بگو کجـا علی روی خـود
بـا لگـد قــاتـل تـو چیـده شـد
سیـلـی شـد اجــر رسـول خـدا
تـیـــره از شـــام کنــــد روز را
قــوم نمـک خـوار نمکدان شکن
با که توان گفت که شد پشت در
              سـلام بــر مـوی پـریشـان تو
گشـت سیـه صفـحه قـرآن تو
خـون جگـر ریخت به دامان تو
نهــاده بـر تــربـت پنهــان تو
تمــام گــل‌هـای گلستــان تو
آتــش شـد وقــف گلستان تو
کثــرت غــم‌هــای فــراوان تو
حیــف شکستــند نمکـدان تو
آتــش ســوزنــده نگهبـان تو
بــر تـو رسیـد از همـه آزارها
کشته شدی کشته شدی بارها

 

بند نهم

بیـت خـدا را بـه لـگـد در زدنـد
بــر ورق مصـحـف روی تـو نـه
زینـب مظلـومه فتــاد از نفـس
غلاف تیغی که به دست تو خورد
شمـع ز پــا فتــاد و پـروانه‌هـا
پهلــوی پیغمبــر اکـرم شکست
دو خــواهـر از نــالـه واغـربتـا
بـا چه گنـه غنچـه سـر بسته را
بـا قتل محسن شـش‌مـاهـه‌ات
              بــر در کــاشـانــه‌ات آزر زدنـد
لطمـه بــه رخسـار پیمبر زدنـد
مــادر را حضـور دختـــر زدنـد
بـر جگـر ســاقی کــوثـر زدنـد
کنـار شمـع ســوختـه پـر زدنـد
گرچه بـه صـدیقـه اطهــر زدنـد
شعلـه بـه قلـب دو بـرادر زدنـد
در بغــل لالـــه پـــرپــر زدنـد
تیـر بــه حلــق علی‌اصغر زدنـد
باب ولایت به لگد باز شد
قتل بنـی فاطمه آغـاز شد

 

بند دهم

ای نفسـت زنــدگـی بـــوتــراب
روی تـو بخشیـده ز لطـف و کـرم
تـربـت پنهـان تــو در چشـم دل
بـر روی قبـرت همه شب تـا سحر
آه تــو در قلــب عــدو بــی اثـر
جـز تـو کـه در بین عـدو یـک تنه
آه کــه در دل نفـست حبـس شد
چشم حسین و حسنت جوی خون
شمسه عصـمت ز چـه بـر مـاه رخ
               دخـتـــر پیغمبـــر و ام‌الکتـاب
نـور بـه خـورشید ز پشت نقـاب
نــور فـــزاینـده تــر از آفتــاب
ریختـه از دیـــده مهـدی گـلاب
خطبــه تـو فــریـاد بـی‌جــواب
وا کنــد از بــازوی حیــدر طناب
حـیف کـه افتـادی و رفتی ز تاب
قلـب علـی بــا نگهت شـد کباب
ابـر سیـاه سیــلی‌ات شـد نقـاب
قدر و جـلال تـو فرامـوش شد
بیت تو با دود سیه پـوش شد

 

بند یازدهم

ای بـه علـی حبـل متـین فـاطمه
کرده پس از ختم رسل درک فیض
پـای تـو در چشـم زمین، آسمان
فیـض گـرفته است بـه صبح ازل
ای ز فـداکـــاری تـــو در امـان
نـاله حیـدر بـه سمـا سـر کشیـد
قـاتل سنگـین دل تــو در غـدیر
با چه گنه خصـم بـه تـو حمله ور
غـیـــر تـــو ریحــانـه پیغمبری
کشتــن تـو بسـتـن دسـت علی
               مـــام پــدر مـادر دیـن فاطمه
از نفـسـت روح الامیــن فاطمه
سوده به خاک تـو جبـین فاطمه
از نفــسـت روح الامیــن فاطمه
جـــان امیـــر مــؤمنین فاطمه
تا تـو شــدی نقش زمین فاطمه
کرد بــه قتــل تـو کمیـن فاطمه
شـد ز یـســـار و ز یمیـن فاطمه
ظلم نـدیـده ایـن چنیـن فاطمه
اجــر نبــی نبــود ایــن فاطمه
گرچه بود ملک خدا تربتت
قبـر تـو باشد سند غـربتت

 

بند دوازدهم

به عطـر گـل‌هـای بهـارت قسم
به سینه‌ای که سخت آسیب دید
به درد‌هـایی کـه نگفتی به کس
به گــوش و گـوشـواره شکسته
به گـریـه‌هـای بی‌صــدای علی
به قتلگاه طفـل شش‌مـاهـه‌ات
به دردهــای تـا قیــامت نهـان
به سینه و پهلو، رخسـار و دست
به اشـک‌هـایی کــه امـام زمان
               بـه طـاعـت لیل و نهارت قسم
بـه زخـم قلب داغــدارت قسم
بـه چشـم‌هـای اشکبارت قسم
بـه گـریـه دو گـوشـوارت قسم
بـه زینـبین ســوگــوارت قسم
بـه زخـم قلـب داغـدارت قسم
بـه گـریـه‌هـای آشکـارت قسم
بـه رنـج‌هـای بی‌شمـارت قسم
ریختـه بـر خـاک مـزارت قسم
ظهـور می‌کنـد عزیز دلت
ستانــد انتقـام از قاتلت

 

صدف نبوّت 6- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : جمعه 21 مهر 1396
آخرین بازدید : پنجشنبه 22 فروردین 1398
تعداد بازدید کننده : 499
دفعات مشاهده : 663
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

دعای تحویل سال نو / اجرا: مسعود کهریزی

ویژه برنامه فرا رسیدن بهار طبیعت وعید نوروز

مدح امیر مومنان حضرت امام علی(علیه السلام)

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

گناه‌کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا بازگردد در حالی که گمان می‌برد آمرزیده نخواهد شد.

(بحارالانوار:جلد 99،صفحه 248)

مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک