مدح حضرت زهرا با زبان مولا امیرالمؤمنین علیهما السلام

من حیدرم که حضرت زهـراست همسرم
زهــرا اگــر نبــود مـرا همسـری نبــود
او گشت بـا خطـابـۀ خـود ذوالفقـار من
او آن امانتی است کـه احمد به من سپرد
می‌زد هماره بوسه به دست و به بازویش
آن روزهـا کـه هیـچ کسـی یــاورم نبـود
تـــا روح دارم و نفـسـم خیــزد از درون
من جـان مصطفایم و زهراست جان من
این فـاطمـه است ام ابیهـای مصطـفـی
زهرا نـه یـک زن است به مردانگی قسم
من مشعل هدایت و زهـراست نـور من
در عصمت و شجاعت و مـردانگی و صبر
روحی است فـاطمه که بـود در درون تن
این است ایـن تمامـی بـود و نبـود مـن
این است آنکـه خطبه عقـد ورا بـه عرش
این اسـت نــور زودتـر از خلقـت وجـود
زهــراسـت آفتـــاب و منـم آسمــان او
نگذاشت مویی از سـر من کـم شـود ولی
زهـرا بـرای یـاری مـن دیـد هـر چه دید
آن‌شب که جسـم فاطمه‌ام رفت زیر خاک
آن شب شب غـریبی من شد کـه تا سحر
آن شب شب خجالت من شد کـه زینبـم
برگشتم از مـزار و ز خود کردم این سـؤال
ایکاش می‌شکافت همان شب جبین من
هـر روز در مـدینـه غـریبـم ولی چه غـم
جـاری شـود سـرشک خجالت ز دیـده‌ام
تــاریک گشـت خانـۀ مـن بعـد فاطمـه
              زهـرا کـه بـود بعد نبی رکـن دیگرم
من آفتـاب و او مـه تـوحید گسترم
او بـود پیش حمله یـک شهر سنگرم
این است فخر من که نگهبان کـوثرم
هر صبح و شام، زنده اگر بود مـادرم
او جان گـرفت بـرکف و گردید یاورم
مدیون جان فشـانی دخـت پیمبـرم
من حیـدر محمد و زهـراست حیدرم
این همسر است مـادر شبیـر و شبرم
من حامی رسـول خدا اوست لشکرم
من کشتی نجـاتم و زهـراست لنگرم
خود شاهدم که ارث از او برده دخترم
تاجی است فاطمه که نهـادند بر سرم
این است این شفیعۀ فردای محشرم
خوانده است ذات پاک خداوند اکبرم
او بـود یـار پیـش تــر از عــالـم زرم
من نیز بحر رحمت و زهراست گوهرم
جـان داد بهـر یـاری مـن در بـرابـرم
این راز با که گویم و این غـم کجا برم
بر لـب رسیده بود نفـس‌های آخـرم
صورت گذاشتم بـه روی قـبر همسرم
از من سـؤال کـرد کجـا رفتـه مـادرم
دیگر چگـونه رو سوی این خانه آورم
کـافتـاد بـر جنــازه او دیــده تــرم
هر شب مزار مخفی زهراست در بـرم
هرگه به اشک زینب مظلـومه بنگـرم
او آفـتـاب بــود بـه بیـت محقــرم
«میثم» هماره گریه کن از بهر غربتم
مـن داغــدار دائـم زهـرای اطهـرم

 

صدف نبوّت 6- غلامرضا سازگار

تاریخ ارسال : جمعه 21 مهر 1396
آخرین بازدید : سه شنبه 4 تیر 1398
تعداد بازدید کننده : 634
دفعات مشاهده : 711
» ارسال نظرات
متن پیام : *
نام :
تصویر امنیتی :
 
 
 

نوحه شهادت حضرت حمزه علیه السلام

نوحه تخریب قبور ائمه بقیع

ناد علیا مظهر العجائب / آلبوم امیر عشق

نوحه شهادت حضرت علی علیه السلام

قال الهادی علیه السلام

وقتی یکی از اهالی ری خدمت امام هادی علیه السلام مشرّف شد، حضرت پرسید: کجا بودی؟ (آن مرد گوید:) گفتم: به زیارت حسین علیه السلام رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم را در شهر خودتان زیارت کنی، همچون کسی هستی که حسین‌بن‌علی علیه السلام را زیارت کرده باشد.

(میزان‌الحکمة: 2860)
مسئله روز

مسئله : اگر برای مسح، رطوبتی در کف دست نمانده باشد نمی‌تواند دست را با آب خارج، تر کند، بلکه (آقای سیستانی:... باید از ریش خود رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید و گرفتن رطوبت از غیر ریش و مسح نمودن با آن محل اشکال است.) باید از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد و با آن مسح نماید.

(آقای بهجت:... بنابر احتیاط باید اول از تری موی ریش و ابرو کمک بگیرد و اگر در آنها تری نبود از دست‌ها رطوبت می‌گیرد.)

آیت‌الله مکارم: اگر رطوبت کف دست خشک شود می‌تواند از اعضای دیگر وضو رطوبت بگیرد با آن مسح کند، ولی از آب خارج جایز نیست و اگر فقط به اندازۀ مسح سر رطوبت دارد سر را با همان رطوبت مسح کند برای مسح پاها از اعضای دیگر، رطوبت بگیرد.

 (توضیح‌المسائل‌مراجع،مسأله 257)

اینستاگرام

پنل کاربری

کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به موسسه هنر و ادبیات هلال می باشد
طراحی و برنامه نویسی گروه فاواتک